شاعری جهانی که زبان مردمش شد

روایت فتح‌الله مجتبائی از دلایل ماندگاری رابیندرانات تاگور

شانزدهم مردادماه ۱۳۹۸، هفتاد و هشتمین سالروز درگذشت مردی‌ است که از او به‌عنوان نخستین برگزیدۀ نوبل ادبیات در قارۀ پهناور آسیا یاد می‌شود؛ رابیندرانات تاگور (۷ مه ۱۸۶۱ ــ ۷ اوت ۱۹۴۱) که نه‌تنها شاعر بود، بلکه از او آثار متعددی در حوزۀ نمایش‌نامه، رمان و… هم به یادگار مانده است. فیلسوفی که اعتقادی راسخ به «جهان‌وطنی» داشت و به همین دلیل او را از نخستین پایه‌گذاران نظریۀ مشهور «گفت‌و‌گوی تمدن‌ها» هم می‌دانند. آن‌هایی که تاگور را می‌شناسند می‌دانند نقش او در موفقیت جنبش استقلال هند تا چه حد مهم بوده است؛ فیلسوفی که گاندی و بزرگان دیگری مثل جواهر لعل نهرو، در بسط اندیشه‌های خود تا حد زیادی از او تأثیر پذیرفته‌اند.

تردیدی نیست که اشعار و نوشته‌های تاگور از جهت ساختار و به‌ویژه مضمون درجایگاه رفیعی قرار دارد؛ بااین‌حال، نام او در زمانه‌ای به‌عنوان برگزیده‌ای از آسیا در فهرست برگزیدگان نوبل ادبی جای گرفت که غربی‌ها به فرهنگ شرقی تمایل بسیاری پیدا کرده بودند. در این بین می‌توان از علاقه‌مندی افرادی چون آرتور شوپنهاور و فریدریش نیچه به فرهنگ شرقی یاد کرد که آن را چراغی روشنگرِ فرهنگ در عرصۀ جهانی می‌دانستند. آن‌ها خواهان طرح نامی از مشرق‌زمین در فهرست برندگان نوبل بودند و چه کسی بهتر از تاگور که از جهات بسیاری از شخصیت والا و برجسته‌ای برخوردار بود.

یکی از ویژگی‌های بارز تاگور که نقشی جدی در معرفی جهانی او ایفا کرده است تسلطش به زبان انگلیسی بود. کافی است نگاهی به زندگی‌نامۀ او بیفکنید تا ببینید که خود شخصاً آثارش را به این زبان بین‌المللی ترجمه کرده است. از طرفی، سخنرانی‌های بسیار مهمی هم به انگلیسی در کشورهای امریکا، هند و ژاپن داشته که آن‌ها هم منجر به معرفی بیشترش شده‌اند. او در دوره‌ای به زبان گویای هند و مردم سرزمینش تبدیل شد تا به آن‌ها در دستیابی به استقلال کمک کند و بی‌شک با تأثیری که در تفکرات و اندیشه‌های افرادی همچون گاندی به جای گذاشت بسیار موفق عمل کرد. بی‌تردید تاگور را می‌توان علم‌دار نهضتی دانست که سعی داشته از مظلومیت هند و هندیان و حقانیت آن‌ها در دستیابی به استقلال و آزادی بگوید. بااین‌حال ویلیام باتلر ییتس، شاعر و نمایش‌نامه‌نویس مطرح جهان هم تأثیری جدّی در معرفی او به اروپائیان و به‌ویژه انگلیسی‌ها داشته است.

تاگور موفق به عرضۀ فرهنگ هندی در جهان شد؛ فرهنگی که نشئت‌‌گرفته از عرفان هندی است. بی‌تردید عرفان هندی عرفانی جهانی است که تأثیری شگرف بر تفکرات جهانی به جای گذاشته است. آن‌چنان که ردّپای پررنگ آن را حتی می‌توان بر اندیشه‌های نوافلاطونیان هم دید. حتی خود افلاطون هم تأثیرگرفته از عرفان هندی بوده است. تاگور همچنین صاحب چندین کتاب و مقاله، با تکیه بر مفاهیم و مضامین انسانی است؛ آثاری که در آن‌ها بر این نکته تأکید کرده که انسانیت یک تفکر جهانی است و انسان‌ها، فارغ از اینکه شرقی باشند یا غربی، تفاوتی با یکدیگر ندارند. تاگور طی زندگی‌اش دو مرتبه هم به ایران سفر کرد و حتی ملک‌الشعرای بهار شعری در مدح او گفته است. بااین‌حال، مردم ما خیلی دیر به فکر بهره‌مندی از زبان بین‌المللی افتادند و چون به انگلیسی تسلط نداشتند، نتوانستند تعامل چندانی با کشورهای دیگر برقرار کنند. بااین‌حال، پدر و پدربزرگ تاگور، هم حافظ و مولانا را به‌خوبی می‌شناختند و هم به زبان فارسی تسلط داشتند. علاقۀ پدر تاگور به حافظ در حدی بوده که دیوان او همواره بر بالای بالینش جای داشته است. توصیۀ من به افرادی که خواهان شناخت بیشتری از تاگور هستند این است که حتماً دربارۀ خانواده‌ای که در آن رشد یافته هم بخوانند. خانوادۀ تاگور از مؤسسان و گردانندگان اصلی انجمن «برهما ساماج» بودند؛ جامعه‌ای فرهنگی که مبلّغ سیاست جهانی بود و جالب است بدانید که برخی از اعضای آن با زبان فارسی آشنا بودند.

منبع (با ویرایش جزئی): http://www.iran-newspaper.com/newspaper/item/518620/-شاعری-جهانی-که-زبان-مردمش-شد