نخستین نشست «وقت خوشِ داستان» برگزار شد:

فراخوانی سعدی به امروز با نمایش‌نامۀ وقتِ خوش

نخستین نشست از نشست‌های «وقت خوشِ داستان»، که به معرفی و بررسی ادبیات داستانی ایران اختصاص دارد؛ چهارشنبه هجدهم شهریورماه ۱۴۰۵، از ساعت ۱۰ صبح در تالار استاد جعفر شهیدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در این نشست که  به بررسی نمایش‌نامۀ وقت خوش، نوشتۀ حمید امجد اختصاص داشت؛ محمود فتوحی رودمعجنی، حسن میرعابدینی، مهرناز شیرازی عدل و علیرضا نراقی سخن گفتند.

اقتباسی از سعدی و روزگارش

نخستین سخنران این جلسه، مهرناز شیرازی عدل، پژوهشگر ادبیات فارسی بود. او صحبت‌های خود را با اشاره به ساختار نمایش در روایت زمانۀ سعدی آغاز کرد و گفت: «وقتِ خوش، اثری اقتباسی است. اما روایتگر زمانه‌ای است که سعدی در آن می‌زیسته است؛ از حملۀ مغول، هجرت و بازگشت او به شیراز و… است. بنابراین نمایشنامه، جامعۀ شیرازِ عصرِ سعدی را روایت می‌کند اما مخاطب امروز، روزگار خود را در این روایت می‌بیند. به همین دلیل، نمایشِ وقت خوش، اثری زنده و پویاست و خوانندۀ اثر می‌تواند واقع را کاملاً درک کند.»

شیرازی عدل ادامه داد: «وجه نمایشی اثر بسیار قدرتمند است. از شیوه‌های نمایش ایرانی یعنی سایه‌بازی، نقّالی و تخته‌ حوضی استفاده شده است. این نمایشنامه، از بوستان، گلستان و غزلیات سعدی اقتباس شده است و شیوۀ روایت، حکایت در حکایت یا بازی در بازی است.» او دربارۀ میزان برقراری ارتباط مخاطب با اثر گفت: «وقتِ خوش، اثر موفق اقتباسی است و درواقع نویسنده، متنِ ادبی را به متنِ نمایشی گیرایی برگردانده است. متن ادبی و متن نمایشی، متفاوت هستند چون رِمزگانِ متفاوتی دارند. در اقتباس اثر برای نمایش، فرایند جابه‌جایی ادبیات به نظام دیگری را شاهد هستیم؛ به این معنی که کلام به وجه نمایشی تغییر ساختار می‌دهد.»

شیرازی عدل دربارۀ ویژگی‌های شخصیتی تَکِش، یکی از شخصیت‌های نمایش‌نامۀ وقتِ خوش نیز گفت: «زمانی که سعدی بعد از سی سال به شیراز باز می‌گردد، با تَکِش، روبه‌رو می‌شود؛ درواقع این شخصیت ساخته می‌شود و ما تمام وقایعِ زمانۀ سعدی را از زاویۀ دید تکش می‌بینیم.»

شیرازی عدل در پایان صحبت‌های خود گفت: «شخصیت‌های داستان ویژگی‌های خاصی دارند، برای مثال همگی به جز زنان، بی‌نام بوده و یا با صفت – به‌ویژه در شخصیت‌های عام-  معرفی می‌شوند. شیرین‌زبانی و حاضر جوابیِ سعدی را در زبان شخصیت‌های داستان می‌بینیم و این یکی دیگر از ویژگی‌ها و خوش‌خوانی اثر است.»

وقتِ خوش، پیشنهادِ سعدی‌خوانی است

سختران بعدی جلسه، حسن میرعابدینی، پژوهگشر گروه پژوهش‌های ادبی بود. او صحبت‌های خود را با اشاره به زمینۀ آشنایی خود با حمید امجد آغاز کرد و گفت: «حمید امجد را با اثر پژوهشیِ تئاتر قرن سیزدهم پژوهشگر تیزبین نمایش ایرانی شناختم. او در این اثر، بی‌قصدِ تاریخ‌‏نگاری، با بررسی زندگی هنری و ویژگی‌های بوطیقایی و درون‎مایه‌ایِ نمایشنامه‌های چهار چهرۀ آغازگر (آخوندزاده، میرزاآقا تبریزی، فکری ارشاد و کمال‌الوزارۀ محمودی) بر نقش کلیدیِ نمایشنامه‌نویسی در پیداییِ اندیشۀ نوگرایی در فرهنگ و ادبیات معاصر ایران توجه می‌‏کند؛ نقشی که تاکنون بیشتر در سایۀ دیگر قالب‌های ادبی همچون داستان‎نویسی و شعر جدید مانده است. بدین‌سان، امجد سابقۀ نوگرایی ادبی- هنریِ زبان فارسی را به قبل از ۱۳۰۰ شمسی، و نیم قرن پیش از کار جمال‏زاده و نیما، در نمایشنامه‌های این نوآوران می‌‎رساند.»

میرعابدینی دربارۀ نگاه نوآورانۀ حمید امجد نیز گفت: «امجد نمایشنامه‌نویس نوآوری هم هست، نمونه‌اش: نمایشنامۀ وقت خوش که آن هم مایه‌ای پژوهشی دارد. (عنوان وقتِ خوش برگرفته از دیباچۀ گلستان است: در این مدت که ما را وقت خوش بود- ز هجرت ششصد و پنجاه و شش بود).

 میرعابدینی دربارۀ تلاش نویسنده برای زنده نگه داشتن فرهنگ و اندیشۀ ایرانی نیز گفت: «نویسندۀ وقتِ خوش می‌کوشد سعدی را از جملۀ اثرآفرینانی معرفی کند که فرهنگ و اندیشۀ ایران را در آثار خود زنده نگه داشته و از مهلکه‌های تاریخی گذرانده و به امروز رسانده‌اند؛ امجد قصد دارد نشان دهد که یکی از زمینی‌ترین شاعران ایران، چگونه به زندگی مردم عادی در جنب نحوۀ گذران شاهان و امرا، در دورۀ حملۀ مغول که «شلتاق تیغ‎بندان» مرز بین گزمه و قاضی را از بین برده، ‎پرداخته و مناسبات اجتماعی را تصویر کرده است. ضمن این بازنمایی، کار پر مخافت اثرآفرینان ایرانی در طول تاریخی صعب و خونبار جلوه‌گر می‌شود. نکتۀ دیگر این‎که، امجد در بازنویسیِ خود، شاعر را به میان شخصیت‌های حکایت‌هایش بازمی‏‌گرداند، با این نیّت که: آیا می‌توان حال‌وهوای روزگار و فرایند خلق ادبیِ سعدی را جوری نوشت که جلوه‌هایی از زمان حال و زندگی ما اکنونیان هم در آن مشاهده شود یا نه؟»

پژوهشگر ادبیات داستانی ایران، دربارۀ ضروت اجرای صحنه‌ای آثار برای بهتر دیده شدن آن اثر نیز توضیح داد: «طبیعتاً، برای رسیدن به درکی دقیق از هر نمایشی، باید آن را بر صحنه ‎دید زیرا بخش مهمی از امکانات نمایش‌نامه‎ در اجرا عینیت می‌یابد. و چون آن را بر صحنه ندیده‌‏ام و خوانده‌امش، می‌توانم بگویم: وقت خوش نمایش‌نامه‌ای است مبتنی‌بر روایتِ ادبی. امجد در بازنویسیِ دراماتیک حکایت‌های سعدی بر زمینه‌ای از زندگی و زمانۀ او، به تئاتر اپیک (نمایش روایی) روی آورده؛ و در این راه، ضمن کاربرد شیوۀ شرقیِ قصه در قصه، از فرم مدرن مونتاژ نیز بهره برده است. او بدین‌‎سان، زندگی‌های جاری در حکایت‌های بوستان و گلستان را درهم آمیخته تا بین امور غیرهمسان پیوندی برقرار کند. چنین پیوندی به‌خصوص در مونتاژ رویدادهای صحنه، که بیانگر جوّ جامعه و نمایشگر تناقضات تاریخی- اجتماعی‌اند، با تک‌گویی‌‎ها که نشان‌دهندۀ فردیّت شخصیت‌هایند مشهود است.»

میرعابدینی در پایان صحبت‌های خود گفت: «وقت خوش را می‌توان پیشنهاد سعدی‌خوانی به دانشجویان و پژوهشگران ادبیات کلاسیک، و خوانشی امروزی از نوشته‌های گذشتگان هم در نظر گرفت. کار حمید امجد از این نظر قابل توجه است که امروزه برای خواندن ادبیات کلاسیک بهتر است به چه نکته‌هایی توجه کنیم تا گرد کهنگی را از اثر بتکانیم و تصویری از زمانۀ خود را نیز در آن ببینیم.»

روایتگر رویارویی با خدایان

علیرضا نراقی، نویسنده و منتقد، با طرح یک پرسش، نقد و بررسی نمایش‌نامۀ وقتِ خوش را آغاز کرد و گفت: «ارتباط نمایش با امروز چیست؟ و در لایۀ زیرین، ارتباط سعدی و زمانۀ سعدی با زمانۀ ما چیست؟»

او ادامه داد: «در ظاهر، وقتِ خوش، نمایش‌نامه‌ای از سعدی است؛ اما زندگی‌نامۀ سعدی نیست، بنابراین این پرسش طرح می‌شود که، مخاطب با چه اثری روبه‌روست؟ برای پاسخ به این پرسش، باید به کتاب سی و شش وضعیت نمایشی، اشاره کنم. در این اثر سی و شش وضعیت نمایشی بررسی شده که نمایش وقتِ خوش، روایتگر وضعیت سی و یکم این کتاب است: رویارویی با خدایان.»

نراقی دربارۀ وضعیت نمایشی‌ای که به آن اشاره شد، می‌گوید: «سعدی با وضعیت تنش با قدرت روبه‌روست؛ تنشی که انسان مدرن نیز با آن روبه‌روست. درواقع این تنش، همان ساختارها و وضعیت سیاسی است که قهرمان، با آن روبه‌رو می‌شود. در وضعیت مواجهه با قدرت، قهرمان شکست می‌خورد، اما حضور قهرمان، افشاگر ساختار قدرت است. درواقع شکستِ قهرمان، پیروزیِ افشاگریِ لایه‌های زیرین قدرت است.»

او ادامه داد: «یکی دیگر از وضعیت‌های نمایشی در آن کتاب، وضعیت یورش است. در وضعیت یورش اما، تغییر حاصل می‌شود.»

نراقی در پایان در مقایسۀ نگاه حمید امجد در آثار دیگرش مانند زائر و بی‌شیر و شکر گفت: «وقت خوش، خلاف دیگر آثار امجد، از وضعیت رویارویی با خدایان و شکست قهرمان به وضعیت یورش، تغییر موضع داده است. درواقع اثر سعدی، راه حل سعدی است و آن، زنده ماندن است.»

وقتِ خوش، فراخوان ادبیات کلاسیک

آخرین سخنران این جلسه، محمود فتوحی رودمعجنی بود. او صحبت‌های خود را با نگاه حمید امجد، به عنوان نویسندۀ اثر آغاز کرد و گفت: «نمایش وقتِ خوش، فراخوان ادبیات کلاسیک به روزگارِ امروز است. به این معنی که سعدی، به اکنونِ ما فراخوانده می‌شود تا به بهانۀ حضور و وجاهت او، وضعیتِ قدرت، امکانِ خوانش داشته باشد.»

فتوحی رودمعجنی دربارۀ دیگر ویژگی‌های اثر گفت: «وقتِ خوش، فراخوانِ زبان هفتصد سال پیش به اکنون است و این، بیانگر تمایزِ زبان فارسی و زبان‌های دیگر است، زیرا در این فراخوان، مخاطب در فهمِ زبانِ نمایش‌نامه، دچار چالش نمی‌شود و مفاهیم و عبارت‌ها را به آسانی درمی‌یابد. از سوی دیگر، بسیاری سعدی را شاعری شیرین‌سخن و فصیح می‌دانند، اما هیچ‌کسی دلیل آن را بیان نمی‌کند. در این اثر، استعاره‌های سعدی بسیار شاخص بوده و همین، بیانگر دلیل شیوایی، شیرینی و فصاحت کلام سعدی است.»

فتوحی رودمعجنی در جمع‌بندی صحبت‌های خود گفت: «گرچه نویسنده در مواردی از هنجارِ سعدی فاصله می‌گیرد، نحوِ اثر، حضورِ سعدی را فریاد می‌کِشد. این کار پلی میان انتقال زبان گذشته به اکنون و اکنون به گذشته و نشانۀ پویاییِ جامعه و بیانگر فعال بودن زبان فارسی است.»

در پایان، حمید امجد، با تشکر از گروه پژوهش‌های ادبی فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای برگزاری این نشست و همچنین قدردانی از سخنرانان، از تلاش و خواست خود برای به اجرا درآمدن نمایش وقت خوش گفت و توضیح داد: «تا زمانی که نمایشی به اجرا درنیاید، اثری بالقوه بوده و نمی‌توان به‌طور کامل دربارۀ آن نظر داد. بنابراین امیدوارم که روزی اجرای صحنه‌ای کار را شاهد باشیم.»