گفت‌وگو با دکتر مصطفی عاصی دربارۀ قابلیت‌های زبان فارسی برای تبدیل شدن به زبان علم

زبان علمی، به دقت، سرعت و ایجاز نیاز دارد

یکی از پرسش‌های هم روزگاران ما دربارۀ زبان فارسی، امکان تبدیل شدن آن به زبان علمی است. پاسخ به این پرسش در تنوع فرایندهای واژه‌گزینی- واژه‌سازی در زبان فارسی است که در کمتر زبانی دیده می‌شود. این نکته حتی در مقایسه با زبان انگلیسی شاخص است. بنابراین زبان فارسی ازنظر توانایی برای تبدیل شدن به زبان علم، چیزی کم ندارد. از سوی دیگر، اگر نقش زبان فارسی را در دوره‌های مختلف بررسی کنید، خواهید دید که در دوره‌هایی، زبان فارسی، زبان علمی منطقۀ بزرگی از جهان بوده است.

مهتاب خسروشاهی

………………….

  • درحال حاضر، در شرایط خاصی به لحاظ شناخت مفهوم «وطن» قرار داریم. به نظر شما چه‌قدر می‌توان و باید اهمیت مفهوم وطن و حفظ زبان رسمی را به نسل جدید یادآوری کرد؟ به این دلیل که زبان (زبان مشترک)، راهکار مهم حفظ اتحّاد ملّی است. این کار شدنی است؟ این کار ضرورتی دارد؟ اگر ضرورت است، به چه شکلی می‌توان آن را انجام داد تا نسل جدید با آن همراه شوند.
  • هر انسانی برای زندگی، مکانی را انتخاب می‌کند. این مکان – جایگاه، می‌تواند از خانه، شهر تا فضاهای بزرگتر را شامل شود. انتخاب این مکان، بستگی به شناخت فرد از محیط اطرافش دارد. کودکان، نخستین بار مفهوم «وطن» را با «خانه» می‌شناسند. اما به‌تدریج که بزرگ‌تر می‌شوند، مکان‌های بزرگتری را به‌عنوان محل زندگی و جایی که به آن تعلق دارند، می‌شناسند. «تعلق داشتن به یک مکان»، یکی از مفاهیمی است که به‌عنوان «میهن» یا «وطن» می‌شناسیم. فکر نمی‌کنم کسی را بتوان یافت که به جایی، تعلق خاطر نداشته باشد. از سوی دیگر، برای افراد اصلا اهمیتی ندارد که به چه شهری به لحاظ اهمیت یا موقعیت جغرافیایی، تاریخی، طبیعی، سیاسی و… تعلق دارند؛ اما درواقع افراد به محلی که در آن زندگی می‌کنند، دلبستگی خاصی دارند و بیش از هر نقطۀ دیگری از جهان، آن مکان را دوست دارد؛ حتی اگر دهکدۀ کوچکی در میان کویر باشد.

* این تعلق خاطر بدون درنظرگرفتن معیارهایی که به آن اشاره کردید، از کجا سرچشمه می‌گیرد؟

از ریشۀ آن شخص در آن مکان؛ اینکه وجود او در آنجا شکل گرفته است. اما اگر بخواهیم با معیارهای دیگری مفهوم «وطن» یا «میهن» را برای هر فردی تعریف کنیم، به تعدادی از عوامل می‌رسیم که در فاصلۀ نزدیک یا کوتاه‌مدت یک تعریف و در فاصلۀ دور یا بلندمدت، معنی و تعریف دیگری پیدا می‌کند.

  • منظور شما بررسی مفهوم «وطن» در مقیاس بزرگتر است؟

بله؛ اگر بخواهیم به واژۀ وطن یا میهن در اندازۀ بزرگتر بپردازیم، معیارهای کلان خودشان را نشان می‌دهند.

  • مثل چه معیارهایی؟
  • معیارهای تاریخی، جغرافیایی، اجتماعی و فرهنگی. اینها همگی معیارهای کلان برای تعریف وطن یا میهن هستند که یکی از مهم‌ترین آنها، معیار فرهنگی است.

* چرا فرهنگ؟

– چون در فرهنگ بسیاری از ویژگی‌ها وجود دارند که درمیان عوامل فرهنگی، «زبان»، جایگاه بسیار شاخصی دارد. به همین دلیل در تعریف «میهن» برای هرکسی، باید به «زبان» او هم توجه کرد. به همین دلیل هم وقتی کسی از «میهن» خود صحبت می‌کند، حتماً دربارۀ زبانی که به آن صحبت می‌کند هم توضیح می‌دهد. بخشی از هویت فرهنگی- میهنی هر شخصی، «زبان» اوست.

*برگردیم به بخش دیگری از پرسش نخست؛ زبان (زبان مشترک)، راهکار مهم حفظ اتحّاد ملّی است؟ این کار شدنی است؟  

– پاسخ هر دو سوال، مثبت است. چرا؟ به این دلیل که اگر بخواهیم تعریفی از «ایران» ارائه کنیم، قطعاً زبان فارسی، زبان مشترک همۀ ایرانیان است. این زبان مشترک، ارتباطی به قومیت افراد، به موقعیت‌های کوچک محلی ندارد. به همین دلیل، زبان فارسی، جایگاه برجسته‌ای پیدا می‌کند. اینجاست که در تعریف «ایران»، قطعاً زبان فارسی، جایگاه ویژه‌ای دارد.

  • با این تعریف، به نظر شما، زبان فارسی می‌تواند عاملی برای وحدت همۀ اقوام ایرانی باشد؟
  • قطعاً. تأکید کنم که همه این موضوع را پذیرفته‌اند که یکی از بزرگترین عوامل یکپارچگی، وحدت و پیوستگی همۀ ایرانیان، زبان فارسی بوده، هست و خواهد بود. هیچ کسی تردیدی در این موضوع ندارد.
  • در گفت‌و‌گویی اشاره کرده بودید که زبان انگلیسی به‌ویژه در بخش علم، مطالب را کوتاه بیان می‌کند. از واژه‌ها، نشانه‌ها و تصاویر کوتاه استفاده می‌کنند. در حال حاضر ما تلاش می‌کنیم که زبان فارسی، به زبان علم نزدیک شود. زبان فارسی در چه نقطه‌ای از رسیدن به زبان علم قرار دارد؟
  • زبان انگلیسی را می‌توانیم به‌عنوان نمونه‌ای از زبان علم طرح کنیم. اما به نظر من برای تبادل مفاهیم علمی- از هر زبانی که بخواهیم استفاده کنیم- به گونه‌ای از زبان نیاز داریم که قاعدتاً با زبان همگانی یا حتی ادبی، متفاوت است.

* دلیل این تفاوت چیست؟

–  زبان علمی، نیاز به «دقت» دارد. درعین‌حال در بیان علمی، «سرعت انتقال مفاهیم» هم مهم است. وقتی این ویژگی‌ها را کنار هم بگذاریم، باید به زبان فارسی‌ای برسیم که برای بیان علمی مناسب باشد. به نظر من این دو مسئله، یعنی «دقت» و «ایجاز»، می‌تواند نقش مهمی در انتخاب زبان علم داشته باشد.

  • منظور شما از ایجاز چیست؟

 یعنی زبان علم، باید سرراست، مستقیم و دقیق و به دور از اطناب، زیاده‌گویی و تکرار باشد.

  • بدون ایهام؟
  • بله؛ بنابراین باید ببینیم زبان فارسی چنین توانایی‌ای دارد؟
  • به نظر شما دارد؟
  • بله؛ دارد. زبان فارسی چنین ظرفیت و توانایی‌ای را داراست.
  • چه ویژگی‌هایی در زبان فارسی باعث شده تا به این ظرفیت و توانایی برسد؟
  • اگر نقش زبان فارسی در دوره‌های مختلف را بررسی کنید، خواهید دید که در دوره‌هایی، زبان فارسی، زبان علمی منطقۀ بزرگی از جهان بوده است. البته به این نکته توجه کنیم که هر زبان یا دقیق‌تر بگوییم، ظرفیت هر زبان، یک مجموعه است. یک دستگاه یا سیستم کامل است. دستگاه یا سیستم، نمی‌تواند ناقص باشد. در تعریف زبان در علم زبان‌شناسی، هر زبان یک سیستم کامل است.
  • منظور شما از اینکه هر زبان «سیستم» کاملی است؛ چیست؟
  • سیستم را در مقابل دستگاه به کار می‌برم؛ چون شاید تعبیر درست‌تری برای تعریف قابلیت‌های زبان باشد.
  • مفهوم «مجموعۀ کامل» در زبان را توضیح می‌دهید؟
  • یک مجموعه یا سیستم، باید کامل باشد. به این معنی که سیستم یا مجموعۀ ناقص، درست کار نمی‌کند. واحدهای هر سیستم و ارتباط آنها با هم مشخص است. زبان، چنین ساختاری دارد. بنابراین هر زبان، برای خودش، زبان کاملی است.
  • یعنی نمی‌توان گفت زبانی بر زبان دیگر برتری دارد؟
  • نه؛ وقتی زبان‌ها را با هم مقایسه کنید؛ مثلا زبانی بومی در گوشه‌ای از آفریقا با زبان‌های امروزی مانند زبان کشورهای اروپایی، فارسی یا عربی؛ تفاوت را بیشتر در یک نکته خواهید دید: «واژگان»؛ این تفاوت بیشتر در واژگان هر زبان دیده می‌شود. در حوزۀ واژگان، از زبان هرچه بخواهیم، برای ما فراهم می‌کند. به‌ویژه اگر زبان، زبان ورزیده‌ای باشد، ساز ‌و ‌کارهای واژه‌سازی فعال‌تری دارد.
  • آیا این ویژگی در زبان فارسی وجود دارد؟
  • بله؛ اتفاقاً با اطمینان می‌گویم که زبان فارسی، یکی از زبان‌هایی است که از بیشترین ساز‌وکارهای واژه‌گزینی در آن استفاده شده است. تنوعی که در فرایندهای واژه‌گزینی- واژه‌سازی در زبان فارسی وجود دارد، در کمتر زبانی دیده می‌شود. این نکته حتی در مقایسه با زبان انگلیسی شاخص است. بنابراین زبان فارسی ازنظر توانایی برای تبدیل شدن به زبان علم، چیزی کم ندارد؛ فقط باید از هر زبان بخواهیم تا آن نیازها را برآورده کند. اگر سعی کنیم مفاهیم علمی را به زبان فارسی بیان کنیم؛ زبان فارسی خودبه‌خود می‌تواند به این توانایی دست پیدا کند و واژه‌های جدید بسازد.
  • بنابراین از سخنان شما این‌طور دریافت می‌شود که دایرۀ واژگانی هر زبان در تبدیل شدن آن به زبان علم، تأثیر مهمی دارد.
  • بله؛ زبان‌هایی که دایرۀ واژگانی محدودی دارند، با بعضی از مفاهیم اصلاً برخورد نداشتند و درنتیجه نیازی هم به واژه‌سازی برای بعضی مفاهیم نداشتند. بنابراین «ورزیده کردن» زبان، بخشی از کاری است که ما برای توانمند کردن زبان فارسی و تبدیل آن به زبان علم، نیاز داریم. به این ترتیب «دارایی» واژگانی زبان را افزایش می‌دهیم. در کنار آن، اگر نکته‌هایی که به آن اشاره کردم، یعنی ایجاز یا سرعت در بیان مفاهیم هم به این دارایی اضافه شود، زبان به سمت علمی شدن پیش خواهد رفت. وقتی بخش نخست یعنی دارایی واژگانی افزایش یافت، در واژه‌گزینی علمی به واژه‌های تخصصی‌ای نیاز داریم که دقت لازم را داشته باشند. بخش دیگری از واژه‌گزینی تخصصی، «روش بیان» است.
  • روش بیان به چه معنی است؟
  • یعنی به کار بردن الگوهای دستوریِ خاص برای حوزه‌های علمی که از جنبه‌هایی با الگوهای دستوریِ زبان ادبی، فرق دارد. بنابراین یکی از کارهای زبان‌شناسان و اهالی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، متمرکز روی همین مورد است.
  • انتخاب الگوهای دستوری خاص برای انتخاب واژه‌های علمی؟
  • بله؛ این واژه‌ها باید به حدی از الگوهای زبانی برای بیان مفاهیم علمی برسند که واژه‌ها به دور از ایهام و ابهام باشند.
  • در این زمینه به نظر شما چه‌ کارهایی انجام شده و آیا این کارها اثرگذار بوده است؟
  • بله؛ تا به حال مقداری در این زمینه کار شده است. زبان فارسی ازنظر واژه‌گزینی و به‌طور خاص، واژه‌گزینی برای اصطلاحات علمی، کمبودی ندارد. این ویژگی در الگوهای بیان علمی نیز دیده می‌شود. از سوی دیگر، نویسنده‌ها و مترجم‌های زبده که اشراف کامل به زبان مبدأ و مقصد دارند، این واژه‌ها را به زبان فارسی وارد کرده‌اند.
  • بنابراین ما «گونۀ علمی» در زبان فارسی داریم؛ درست است؟
  • بله؛ اما باید دربارۀ آن، کار علمی کرد تا به دقت بیشتری رسید. درواقع کاری که فرهنگستان انجام می‌دهد، دقیق و استاندارد کردن این واژه‌هاست. فکر می‌کنم زبان فارسی از این نظر کاملا توانمند و آماده است.
  • عملکرد گروه واژه‌گزینی فرهنگستان و کارگروه‌های تخصصی واژه‌گزینی فرهنگستان را، برای انتخاب واژه‌های علمی چطور ارزیابی می‌کنید؟
  • مهم‌ترین کار هر سه فرهنگستان‌ (از بدو تأسیس تاکنون)، در حوزۀ واژه‌گزینی بوده است. آگاهانه برای حوزه‌های علمی و تخصصی، واژه‌گزینی کرده‌اند. البته برای حوزه‌های عمومی و زبان همگانی هم، واژه‌گزینی شده است. ازنظر من، الگوهای واژه‌گزینی برای مفاهیم علمی با مفاهیم فرهنگی و همگانی، کاملاً متفاوت است.
  • یعنی ساختار گزینش واژه‌ها در این بخش‌ها کاملاً متفاوت است؟
  • بله؛ این دو حوزه‌ را کاملاً از هم جدا می‌کنم؛ حوزۀ انتخاب واژه‌های علمی و دیگر واژه‌ها در زمینه‌های مختلف. به این دلیل که معیار و ساختار واژه‌گزینی برای مفاهیم یا رشته‌های علمی کاملاً متفاوت از حوزه‌های دیگر است. در زمینۀ علمی، سال‌هاست که فعالیت‌های خوبی انجام شده و درحال انجام است. به‌ واژه‌های مصوّب فرهنگستان نگاه کنیم، می‌بینیم که کار کمی نیست.
  • به نظر شما نهادهای علمی و مجلات فعال در زمینه‌های علمی، چقدر در پویایی زبانِ فارسیِ علمی و بهره‌گیری از واژه‌های مصوّب فرهنگستان، نقش بازی کرده‌اند؟ نقش خود را درست ایفاء کرده‌اند؟

– نمی‌خواهم داوری کنم، چون وسیلۀ سنجش دقیقی برای بررسی این نقش یا عملکرد وجود ندارد. اما فکر می‌کنم، بیشتر از اینها می‌توانند کمک کرده و  همراهی کنند.

  • دقیقا همین مسئله یا پرسش در میان مردم وجود دارد؛ اینکه چرا بعضی از واژه‌ها کاربردی نمی‌شوند؟ به همین دلیل هم گاهی واژه‌های مصوّب فرهنگستان مورد انتقاد قرار می‌گیرند.

–  بستگی به این دارد که نهادهای موردنظر، تا چه اندازه به کار واژه‌گزینی و به کاری که فرهنگستان در زمینۀ واژه‌گزینی انجام می‌دهد، اعتقاد دارند. از سوی دیگر تا چه اندازه، علاقۀ همگانی برای این موضوع وجود دارد.

  • یعنی مقبولیت عملکرد فرهنگستان روی استفاده از واژه‌ها و جاافتادن آنها اثرگذار است؟
  • در دوره‌های مختلف فعالیت فرهنگستان‌ها (از ابتدای تأسیس نخستین فرهنگستان تاکنون) ، دوره‌هایی بوده که جوّ عمومی و نظر همگانی، نسبت به کار فرهنگستانِ موردنظر، مثبت بوده است. درنتیجه، بسیاری از واژه‌های مصوّب فرهنگستان هم به‌راحتی پذیرفته شدند. ولی دوره‌هایی هم بوده که به دلایل مختلف این علاقه وجود نداشته یا کمرنگ شده و یا حتی کار فرهنگستان را جدی نمی‌گرفتند. درنتیجه بسیاری از فعالیت‌های فرهنگستان- به‌ویژه واژه‌های انتخاب شده- نادیده گرفته شده و یا حتی با آن شوخی می‌شده است. بنابراین در آن دوره‌ها، آن‌طور که باید، واژه‌ها و فعالیت‌های فرهنگستان دیده نشده است. بنابراین باید فرهنگستان را فارغ از هر مسئله‌ای، به‌عنوان یک نهاد مهم فرهنگی درنظر گرفت. به فرهنگستان به‌عنوان یک نهاد- جدا از زمان و مکان خاص به‌عنوان نهاد فرهنگی‌ مهمی در حفظ زبان فارسی نگاه می‌کنیم. زبانی که برای ما ایرانی‌ها، یکی از دلایل مهم، «احراز هویت» است. از این نگاه باید فرهنگستان زبان و ادب فارسی را بهتر پذیرفت و با آن همراهی کرد.