
شنبه بیستم دی ماه ۱۴۰۴، در تالار دکتر سید جعفر شهیدی، پژوهشگران و اندیشمندان حوزههای مختلف ادبی در مراسم بزرگداشت دکتر سعید رفیعی خضری باعنوان «در ستایش خردمندی»، گردهم آمدند.
به گزارش روابط عمومی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، این نشست با سخنان غلامعلی حدادعادل، رئیس فرهنگستان آغاز شد. او ضمن خوشامدگویی به حاضران، انتخاب عنوان در ستایش خردمندی برای مراسم بزرگداشت سعید رفیعی خضری را بهجا خواند و گفت: «تصویر ذهنی من، طی سی سال همکاری با سعید رفیعی خضری، تصویر مردی خردمند، نخبه، باسواد، اهل خدمت، قلم و کار، متواضع، آرام، متدین و اثرگذار است.» او ادامه داد: « شاهد آغاز همکاری سعید رفیعی خضری با فرهنگستان از گروه واژهگزینی تا ادبیات معاصر و اکنون بازنشستگی او بودهام. اما امیدوارم این پایان همکاری ما با او نباشد.»
متین، مدیر و خردمند
محمد دبیرمقدم، معاون علمی و پژوهشی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، سخنران بعدی این جلسه بود. او با اشاره به آشنایی با سعید رفیعی خضری از کلاسهای مرکز نشر دانشگاهی گفت: «آشنایی ما به برگزاری کلاسهای مکتبهای نوین زبانشناسی در مرکز نشر دانشگاهی برمیگردد. پس از آن دورۀ دکتری دانشگاه علامه طباطبائی که من آنجا درس نظریههای نحوی و زبانشانسی کارکردگرا را تدریس میکردم. اما از زمانی که ایشان بهعنوان سرپرست گروه ادبیات معاصر منصوب شد، ارتباط بیشتری با او داشتم، به توانمندیهای رفیعی خضری بیشتر پی بردم.» دبیر مقدم اضافه کرد: «او همکاری متین است که موضوعهای طرح شده در گروه را با خردمندی، مدیریت میکند. اگرچه به خواست خودشان، بازنشسته میشوند؛ امیدواریم بتوانیم همواره در گروه پژوهشهای ادبی، میزبان این همکار فاضل باشیم.»
ترجمه، متن درجه دو نیست
آبتین گلکار، عضو وابستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی، صحبتهای خود را با اشاره به کتاب ادبیات تطیبقی به روایت سوزان باسنِت، به ترجمۀ سعید رفیعی خضری آغاز کرد و گفت: «پیش از صحبت دربارۀ توانمندی سعید رفیعی خضری در ترجمۀ این کتاب، آنچه همواره از ایشان در ذهن دارم، تصویر شخصی است که در آرامش با نگاهی رو به جلو، درحال یادداشتبرداری و مطالعه است. خوشحالم که در گروه ادبیات تطبیعی از حضور ایشان بهره بردیم.»
او ادامه داد: «مقدمۀ مترجم دربارۀ کتاب کامل است. بنابراین به بعضی از مباحث مهم مطرح شده در کتاب که بیتردید در ادبیات تطبیقی ما اثرگذار است؛ اشاره میکنم. نخست، تاریخچۀ ادبیات تطبیقی این کتاب است که به بررسی تعریفها میپردازد. از این نظر، کتاب بسیار خوبی برای تدریس ادبیات تطبیقی و برطرف شدن بعضی از کجفهمیها در حوزۀ ادبیات تطبیقی است؛ بهویژه درمسالۀ مقایسۀ مکتبهای فرانسوی و آمریکایی. در این کتاب، کجفهمیها که باعث شده تا این دو مکتب در تقابل با یکدیگر تصور شوند، توضیح داده شده است.»
این استاد دانشگاه دربارۀ بخشهای دیگر کتاب و ترجمۀ خوب رفیعی خضری از آن ادامه داد: «نکتۀ بعدی سفرنامهنویسی است؛ کاری که از اواخر قرن بیستم دوباره شد پیدا کرد. سفرنامهها، نخستین منبع شناخت اروپاییها از ما، سفرنامهها بوده است. در این کتاب توضیح داده شده که سفرنامهنویسها در توصیفهای خود چهقدر درگیر کلیشههای ذهنی از کشور مورنظر بودهاند.»
گلکار به بخش آخر کتاب اشاره کرد و گفت: «بخش پایانی کتاب مذکور به ادبیات تطبیقی و ترجمه اختصاص دارد. بعضی تصور میکنند، متنِ ترجمه، متن درجه دو است و از متن اصلی، حداقل یک پله پایینتر است. اما در این بخش از کتاب دربارۀ تاثیر ترجمه در ذهن مخاطب صحبت کرده و توضیح میدهد که ترجمه، اثری مستقل است که در جامعۀ جدید، دیده شده و اثرگذار است. درحال حاضر ادبیات تطبیقی، زیرمجموعۀ ترجمۀ پژوهشی قرار گرفتهاست.»
آبتین گلکار در پایان گفت: «این ویژگی در اثر دیگر ترجمه شده توسط رفیعی خضری یعنی روایت رنه ولک از ادبیات تطبیقی نیز دیده میشود. ترجمه کمک میکند تا خودمان را از چشم دیگران ببینیم و این باعث میشود تا نگاه بهتری نیز به خودمان داشته باشیم.»
ادبیات در صحنۀ زندگی است
مرتضی هاشمیپور، پژوهشگر گروه پژوهشهای زبانی با اشاره به کتاب دیگری از سیعد رفیعی خضری با عنوان چرا مردم آثار ادبی را میخوانند، گفت: «دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن در سال ۱۳۴۸ در دانشگاه تهران، در سخنرانی خود با عنوان ادبیات در عصر فضا، دربارۀ این موضوع صحبت میکند که چرا در روزگاری که ماه را تسخیر کردهایم، باز هم باید آثار ادبی را مطالعه کنیم، ضرورت مطالعۀ آثار ادبی را یادآور میشود. ماریو باراگاسیوسا نیز با این پرسش که چرا ادبیات؟ بازهم به اهمیت و جایگاه ادبیات در زندگی انسان اشاره میکند.»
او ادامه میدهد: «اگر ادبیات جنبۀ تجملی و تصنُّعی داشت، جهان میتوانست برای مدتی آن را کنار گذاشته و دوباره به آن بپردازد. اما میبینیم که اینطور نیست و ادبیات از صحنۀ زندگی ناپدید نمیشود. ادبیات از آغاز تاکنون، فصل مشترک تجربۀ انسانها است و زمینهای برای گفتگو و آشنایی با فرهنگهاست.» هاشمیپور در پایان دربارۀ توانایی رفیعی خضری در ترجمۀ کتابی که به آن اشاره شد گفت: «آثار ادبی مانند همۀ هنرها لذتآفرین هستند. جامعه را به چالش عقلانی وامیدارند و دست و پنجه نرم کردن با ادبیات برای مخاطب لذتبخش است؛ بهویژه مطالعۀ آثاری که ترجمۀ آنها دلِ شیر میخواهد؛ مانند ترجمۀ کتابی که به آن اشاره شد و ترجمۀ شعر – مانند شعری از اِزرا پاوند– در پایان همین کتاب.»
راسخ و اخلاقمدار
در بخش بعدی برنامه پوشۀ صوتی سخنان حسن میرعابدینی، پژوهشگر گروه پژوهشهای زبانی پخش شد. میرعابدینی دربارۀ شخصیت رفیعی خضری گفت: «از بختیاریهای من، همکاری با سعید رفیعی خضری بوده است. او شخصیتی اخلاقمدار است. هیچگاه از او رفتار دوگانهای ندیدم. برای انجام هرکار درستی که مدنظر دارد، نظر خود را تغییر نمیدهد و در هدف خود راسخ است؛ اما همواره نقد و نظر خود را نیز با متانت بیان میکند. این نکته بهویژه در دورۀ مدیریت گروه ادبیات معاصر بسیار شاخص بود.» میرعابدینی ادامه داد: «فضل، ادب و فروتنی او نیز در ترجمۀ آثارش مشهود است. توجه بیشتر به بعضی از آثار او مانند فرهنگ اصطلاحات زبانی در ادبیات داستانی و نمایشی، با توجه به فقر زبانی امروز بسیار ضروری است. پدید آوردن چنین آثاری، خدمت بزرگی به فرهنگ کشور است.»
پژوهشگری با صفات پژوهشی
سخنران بعدی این مراسم، محمدرضا علیبخشی، معاون گروه ادبیات انقلاب اسلامی بود. او با اشاره به قدمت همکاری سعید رفیعی خضری با استاد سمیعی گیلانی گفت: «افزون بر بیست سال، رفیعی خضری در گروه ادبیات معاصر با استاد احمد سمیعی گیلانی همکاری داشتند. در دورۀ اول و دوم فرهنگستان، کمتر مجال پرداختن به ادبیات معاصر فراهم شد. اما در دورۀ سوم با حضور چنین استادانی، این کار بهانجام رسید تا ادبیات معاصر از گزند آفتها بهدور ماند. با این هدف، گروه ادبیات معاصر تاسیس شد.»
او ادامه داد: «علاوه بر همۀ فعالیتهای گروه ادبیات معاصر، طرح تطوّر مضامین داستانی و ادبیات نمایشی بود که با همت سعید رفیعی خضری انجام شد.» او در پایان با اشاره به صحبتهای استاد سمیعیگیلانی دربارۀ پژوهشگر نمونه و پژوهشگر هرزهکار گفت:«استاد سمیعی گیلانی، دوازده ویژگی را برای پژوهشگر نمونه عنوان کردند که ازجمله میتوان به؛ همتبلند، برنامهریزی، انتقادپذیری، امانت و انصاف، تحرک برای دستیافتن به منابع علمی برای کار، پشتکار، اخلاق اجتماعی و… اشاره کرد که سعید رفیعی خضری دارای همۀ این ویژگیهاست.»
دربارۀ یک دوست
سخنران آخر این جلسه، فرشید سمایی، عضو هیئت علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. او به نمایندگی از گروه واژهگزینی صحبتهایش را با خطاب قرار دادن رفیعیخضری با عنوان «دوست» گفت: «هرچه میخواستم صحبت کنم، کلمۀ دوست به ذهنم آمد. بههمین دلیل با همین کلمه از رفیعی خضری صحبت میکنم.» او ادامه داد: «برای ساخته شدن آدمی مانند سعید رفیعی، باید زمین و زمان دستبهدست هم بدهند. برای من، رفیعی خضری، دوستِ زبانشناس، دوستِ اصطاحشناس و دوستِ فرهنگنگار تخصصی است. برای من، شما مشاور زبانی و مشاور اصطلاحشناسی هستید.» او در پایان گفت: «شجاعت، سخاوت، شوخطبعی، رفاقت و بلندهمتی از ویژگیهای انسان خردمند بهگفتۀ ارسطو است که اینها همه در شما وجود دارد.»
در پایان مراسم و پیشاز اهدای هدیه و لوح تقدیر از سوی غلامعلی حدادعادل، رئیس فرهنگستان زبان وادب فارسی به سعید رفیعیخضری، متن کوتاهی توسط خودِ او خوانده شد. رفیعی خضری با مروری بر روند کار و زندگی خود گفت: «تولد در خانوادهای که پایههای آن بر عشق و محبت استوار بود؛ در سایۀ پدری زحمتکش و مادری فداکار و سپس دبیرانی مهربان، آغاز مسیر من بود. سربازی در دوران جنگ، گرچه طعم تلخی دارد اما از تو انسان دیگری میسازد.» او ادامه داد: «همسایه شدن با ابوالحسن نجفی، استاد احمد سمیعی گیلانی، محمدرضا باطنی، علیمحمد حقشناس، کامران فانی و آشنایی با استادان، آغاز مسیری تازه بود.» رفیعی خضری دربارۀ روند تحصیل و زندگی شخصی خود نیز گفت: «تحصیل در رشتۀ زبانشناسی، رشتهای که دوستش دارم؛ سپس ادامۀ آن در دو مقطع زمانی در دورۀ کارشناسی ارشد و درنهایت دکتری زبانشناسی، ازدواج با همسری همراه و سپس داشتن فرزند و نوه از دیگر مسیرهای دوستداشتنیِ زندگی من بود.»
سعید رفیعیخضری در پایان صحبتهای خود گفت: «عضو شدن در فرهنگستان زبان و ادبفارسی و همکار شدن با شما خوبان، نجیبان و حجرهنشینان زبان و ادب فارسی راه بعدی من بود. از شما صد بار و بیش، تشکر میکنم.»