زبان فارسی متعلق به تمدن و فرهنگ اسلامی است

نشست مطالعات زبان و ادب فارسی در آسیای صغیر در اولین روز از نشست‌های «روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی»، یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت‌ماه، با حضور جمعی از استادان زبان فارسی در ایران و ترکیه، در فرهنگستان زبان و ‌ادب فارسی، برگزار شد.

به گزارش روابط‌عمومی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در ابتدای این نشست پروفسور حجابی کرلانگیچ، سفیر ترکیه در ایران گفت: فردوسی در حفظ زبان فارسی از اهمیت والایی برخوردار است و در این سال‌ها، در سراسر جهان، کارهای مرتبطی درزمینۀ تألیف و ترجمۀ شاهنامه انجام پذیرفته است. تا امروز ترجمه‌های متعددی از شاهنامه باقی مانده است که بعضی کامل و برخی دیگر ناقص‌اند و فقط قسمت‌هایی از شاهنامه را منعکس کرده‌اند.

سفیر ترکیه در ایران اضافه کرد: چنان‌که اشاره شد شاهنامه به زبان ترکی ترجمه شده است. امیدوارم کارهای زیادی در دانشگاه‌های ترکیه در ارتباط با اسطوره‌شناسی و معرفی زوایای گوناگون شاهنامه صورت بگیرد. البته زبان فاسی زبانی مشترک در دوران مختلف ملت‌های اسلامی بوده و ازنظر فرهنگ و ادبیات مشهور است؛ به‌طوری که در جغرافیای اسلامی، از هند گرفته تا بالکان، در زمینه‌های مختلف از زبان فارسی استفاده شده است؛ به‌خصوص در دربارها، امور علمی، ادبی و آموزشی. حتی در کشورهای عرب‌زبان هم تأثیر زبان فارسی را می‌شود دید. از این لحاظ، زبان فاسی فقط زبان فارسی‌زبانان نیست، بلکه متعلق به تمدن و فرهنگ اسلامی است و ملل مختلف، از هندوستان تا اروپا، در آن سهم زیادی داشته‌اند و هریک به سهم خود به این زبان خدمت کرده‌اند. درواقع، زبان فارسی بین مردم و ملت‌ها ارتباط برقرار کرده است و از این نظر اهمیت زیادی دارد.

او ادامه داد: ما منابع زیادی در زبان فارسی داریم. به‌عنوان مثال، در آناتولی و بالکان، آثاری به زبان فارسی نوشته شده است که نشان می‌دهد ما ترک‌ها به زبان فارسی خدمت زیادی کرده‌ایم. زبان مشترک اهمیت زیادی دارد. من در یکی از مقالاتی که دراین‌باره نوشته‌ام به این مسئله اشاره کرده‌ام که امروز تا حدود زیادی این زبان مشترک را از دست داده‌ایم و با چالش‌های زیادی روبه‌رو هستیم. اگرچه امروز اشعار شاعران بزرگی چون فردوسی، مولانا و حافظ را می‌خوانیم، ولی به زبان آنان صحبت نمی‌کنیم و زبانی را به کار می‌بریم که فارسی، عربی و ترکی است، ولی زبان مشترک به شمار نمی‌رود. من دراین‌باره خیلی فکر کردم و اینکه اساساً چطور می‌توان این زبان مشترک ملت‌ها را حفظ کرد. به نظرم برای رسیدن به زبان مشترک امروزی، که میراث مشترک ما را منعکس کرده است و برای نسل‌های قرون بعد به یادگار خواهد ماند، باید دوباره آن را پیدا کنیم. خوشبختانه برای پیدا کردن این زبان در ایران شانس زیادی وجود دارد. آثار بزرگی از دوران کلاسیک وجود دارد که با انتشار آن‌ها می‌توان این زبان مشترک را حفظ کرد.

سفیر کشور ترکیه در ایران گفت: فرهنگستان زبان و ادب فاسی برای گم نشدن این زبان سعی خود را می‌کند و ما نیز در ترکیه قدم‌هایی در این زمینه برداشته‌ایم؛ هرچند این کوشش‌ها کافی نیست و باید در تلاش باشیم تا زبانی را که گم کرده‌ایم دوباره بیابیم. یاد فردوسی و کسانی که در حفظ زبان فارسی و این فرهنگ خدمت کرده‌اند و زبان را ماندگار ساخته‌اند گرامی می‌داریم. خوشحالم که امروز با برگزاری چنین نشست‌هایی بین کشورهای ایران و ترکیه، درجهت ارتقاء ارتباط فرهنگی و علمی ملت‌های اسلامی قدم‌های مؤثری برداشته می‌شود. امیدوارم از این به بعد، جدا از کارهای سیاسی و روزمره، به فرهنگ، هنر و ادبیات، درجهت پبشبرد و تحکیم روابط فرهنگی بین دو کشور، توجه بیشتری بشود.

پروفسور امید پاشا، رایزن فرهنگی ترکیه در ایران نیز طی سخنانی گفت: من در این سال‌ها دربارۀ ادبیات فارسی و شاهنامه مطالعه کرده‌ام و مقالاتی هم در این زمینه نگاشته‌ام. البته درست نیست که در حضور سفیر کشورمان سخنرانی کنم، به‌هرحال خوشحالم که در این مراسم حضور دارم.

دکتر توفیق سبحانی، استاد دانشگاه و پژوهشگر پیش‌کسوت ادبی، از دیگر سخنرانان حاضر در این مراسم بود. او با تأکید بر این موضوع که شاهنامه کتابی است که نام محترمی دارد، ولی ما کمتر به سراغ این اثر بزرگ رفته‌ایم گفت: برای سخنرانی در این جلسه داشته‌های خود را مورد بررسی قرار دادم و متوجه شدم که در ایران اگر تصحیح دو شاهنامه را کنار هم بگذاریم تقریباً بین دو نسخه نکات مشترکی از منظر تصحیح نمی‌یابیم. نکتۀ دیگر اینکه در شاهنامه لغاتی هست که ممکن است برای خیلی‌ها مفهوم نباشد و من پیش‌از آنکه در جلسه حاضر شوم برخی از این لغات را یادداشت‌برداری کردم؛ مانند «رفتن» به معنی «مردن».

من این لغات را جمع‌آوری کرده‌ام و در قالب کتابی در حدود ۲۵۰ صفحه تقدیم فرهنگستان می‌کنم تا بعداز چاپ، برای کسانی که با شاهنامه آشنایی ندارند مفید باشد. شاهنامه از کتاب‌هایی است که خواندن آن از اول تا آخر، انسان را دچار خستگی نمی‌کند؛ درحالی‌که وقتی مثلاً خمسۀ نظامی را می‌خوانیم باید در میانۀ خواندن این اثر خستگی درکنیم و دوباره ادامه دهیم. ولی درباره شاهنامه این‌طور نیست.

دکتر محمدتقی امامی خویی، دیگر سخنران این نشست گفت: آشنایی ترک‌ها با ایرانیان سابقه‌ای طولانی دارد و حکایت این آشنایی در شاهنامه با نام تورانیان در شاهنامه آمده است. اولین قومی که به شکل قدرتمند از ترک‌ها به ایران آمدند تورانیان بودند. هرچند، قبول اسلام ترک‌ها ۳۰۰ سال طول کشید، ولی درنهایت فهمیدند که باید با یکدیگر کنار بیایند. ضمن اینکه با روی کار آمدن سلجوقیان، ترکان‌خاتون‌ها، به مدد مسجدسازی، پل‌سازی و سایر عرصه‌ها، نقش زیادی در اعتلای فرهنگ و هنر و خاصه در حیطۀ اقتصاد یافتند. بدیهی است که شاهنامه در ردیف ارزشمندترین آثار به شمار می‌رود و در ترکیه، از گذشته تا امروز، آثار متعددی متأثر از شاهنامه نوشته شده است. البته باید به این نکته هم توجه داشت که ترجمۀ شاهنامه به زبانی دیگر کاری دشوار است.

در این نشست همچنین غلامعلی حداد عادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، با ابراز خرسندی از اینکه فرهنگستان زبان و ادب فارسی توانسته است در ایامی که با روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی مقارن است این نشست را برگزار کند، گفت: علاوه‌بر مجلس رسمی‌ای که روز چهارشنبه برگزار خواهد شد، مثل سال گذشته و بهتر از سال گذشته، اجتماعات علمی به همّت گروه‌های خودمان برپا شده است. یکی از این گروه‌ها گروه مطالعات زبان و ادبیات فارسی در آسیای صغیر به مدیریت استاد نصیری است. وقتی این جمع را می‌بینم درک می‌کنم که گروه با جامعه ارتباط برقرار کرده و درهای فرهنگستان به روی کسانی باز شده است که با وجود آنکه در فرهنگستان کار نمی‌کنند، به حضور در این نشست‌ها علاقه‌مندند.

پروفسور وِیس دگرمِنچای، استاد دانشگاه آتاتورک ارزروم نیز سخنان خود را با این ابیات شروع کرد:

ای نام تو بهترین سرآغاز

بی نام تو نامه کی کنم باز

هم قصۀ نانموده دانی

هم نامۀ نانوشته خوانی

من در دانشگاه آتاتورک ارزروم استاد زبان و ادبیات فارسی هستم و تا امروز چند کتاب و مقاله نوشته‌ام. در یکی از کتاب‌ها هشت شاعر آناتولی را در دو بخش آورده‌ام: در قسمت اول، پنجاه شاعر و در قسمت دوم تقریباً به ۷۵۰ شاعر را آورده‌ام. علاوه‌بر این، کتاب‌های دیگری هم دارم که دیوان سلطان ولد و دیوان عمادالدین نسیمی از این جمله‌اند. همچنین، دیوان نوۀ مولانا را هم بررسی و تصحیح و به ترکی ترجمه و چاپ کرده‌ام. ما در دانشگاه ادبیات آناتولی دو رشتۀ زبان و ادبیات فارسی و عربی داریم. رشتۀ زبان فارسی در سال ۱۹۷۷ شروع به کار کرد و در ۱۹۸۲ به شکل رشته‌ای مستقل درآمد. تا امروز این رشته در مقاطع کارشناسی، ارشد و دکتری پذیرش دانشجو دارد. اگرچه دانشجویان ما فعلاً در این رشته ضعیف هستند، ولی به مرور زمان تقویت خواهند شد. شما از من می‌خواهید تا دربارۀ زبان فارسی چیزی بگویم و این مسئله مصداق زیره به کرمان بردن است؛ چراکه زبان فارسی من خوب نیست و به اندازۀ شما روان و سلیس حرف نمی‌زنم. اگر امروز در آناتولی و بالکان زبان فارسی وجود دارد همه و همه را مدیون ایرانیان، عثمانی‌ها و سلجوقیان در دوران مختلف تاریخ هستیم. خوشبختانه امروز زبان فارسی در دانشگاه‌های مختلف استانبول تدریس می‌شود و همچنین، چند شاعر فارسی‌زبان هم در قونیه داریم.

دکتر فاطمه توسل‌پناهی، استاد دانشگاه، در این نشست، با قرائت مقالۀ مفصلی دربارۀ شاهنامه گفت: شاهنامۀ فردوسی حماسۀ یگانه و بی‌همتای ایران‌زمین است که با داستان‌ها و حکایت‌های کهن فرهنگی این مرزوبوم آمیخته شده و به قلم پرمایۀ فردوسی به سرانجام رسیده است. در ایران و خارج از کشور نیز تأثیر شاهنامه را می‌توان مشاهده کرد. در این زمینه کتاب‌هایی به تأسی از شاهنامه نگاشته شده است که برخی از این کتاب‌ها با نام شاهنامه و گاه با نام‌های دیگر به ثبت رسیده‌اند. این نامه‌های حماسی اگرچه بر وزن شاهنامه سروده شده‌اند اما همگی تقلیدی از شاهنامۀ حکیم توس بوده‌اند و هیچ‌گاه نتوانسته‌اند به‌لحاظ محتوایی و تصویرآفرینی به پای شاهنامۀ فردوسی برسند. نکتۀ جالب توجه اینکه پادشاهان افراد متخصص را وادار می‌کردند تا به تقلید از شاهنامه به نگارش اثری مشابه آن بپردازند. شاهنامۀ سلیمانی یا (سلیمان‌نامه) ازجملۀ این آثار و بیانگر مقطعی از تاریخ است. این شاهنامه به رخدادهای دورۀ پادشاهی سلطان سلیمان اختصاص دارد. کسانی که در طول سال‌های گذشته به نگارش شاهنامه به تقلید از شاهنامۀ فردوسی پرداختند یا غالباً از مهاجران ایرانی بودند یا اصل و نسب ایرانی داشتند. عارف قانونی، نگارندۀ شاهنامۀ سلیمانی نیز نسب ایرانی داشته است.

دکتر عطاءالله حسنی نیز در این نشست اشاره کرد: شاعران ترک به قدری زبان مشترک را رعایت کرده‌اند که به‌راحتی می‌توان این اشعار را به فارسی برگرداند و حتی لطافتی که در این اشعار هست را هم حفظ کرد. درواقع، وقتی به این زبان مشترک توجه می‌کنیم می‌بینیم که ظرافت تفکر و اندیشۀ ترک‌ها و فارس‌ها در آن به چشم می‌خورد و هرکدام از این تفکرات دارای ارزش‌های انسانی هستند.

دکتر عبادی، سخنران بعدی این نشست گفت: وقتی به گذشتۀ تاریخی دو ملت ایران و ترک برمی‌گردیم به این نکته پی می‌بریم که گذشته‌های تاریخی ما ازلحاظ مختلف در یکدیگر تنیده شده است و تفکیک آن با محور زبان فارسی یا عربی یا ترکی ممکن نیست. به‌عنوان مثال، مولانا محور وحدت و فرهنگ مشترک ترک‌ها و ایرانیان به شمار می‌رود. یک بخش از فرهنگ مشترک دیگر هم داریم و آن متون عثمانی سده‌های ۸ تا ۱۲ هجری است. در دل این متون تعداد زیادی جملۀ فارسی از شاعران ایرانی می‌بینیم که عمدتاً نادیده گرفته می‌شود و این خودش جای بحث دارد که این گروه از ادیبان، به زبان عثمانی، دست‌به‌قلم شده‌اند و لطافت فرهنگ ایرانی را با فرهنگ خود درآمیخته‌اند که این لطافت دراین متون جلوه‌گر شده است. درواقع، حضور زبان فارسی در متون عثمانی تحت عنوان جهان ایرانی در عالم عثمانی قلمداد می‌شود و به نظرم جا دارد که محققان دو کشور به این فرهنگ مشترک که میراث باقی‌مانده از اعصار گذشته است توجه بیشتری داشته باشند.

سیّده زیبا بهروز، پژوهشگر ادبی، در این نشست ادامه داد: مسیر شاهنامه از دیگر آثار ادبیات کهن جداست؛ با این تفاوت که شاعرانی چون مولانا و سعدی از بین مردم آمدند، درحالی‌که فردوسی از دربار آمد. بااین‌حال تأثیر شاهنامه در دربار شاهان عثمانی به حدی بود که فن شاهنامه‌چی ابداع شد و فردی را به‌عنوان شاهنامه‌چی در دربارها استخدام می‌کردند و برای او حقوق در نظر می‌گرفتند تا شاهنامه بسراید. به همین دلیل شاهنامه‌های زیادی پدید آمد، اما هیچ‌کدام جایگاه شاهنامۀ فردوسی را نیافت. شاهنامۀ فردوسی و گلستان سعدی در ترویج زبان فارسی و شناساندن فرهنگ ایرانی در رأس آثار دیگر قرار دارند و همچنان در ردیف محبوب‌ترین آثار به شمار می‌روند.

دکتر رضوان‌فر نیز در سخنان کوتاهی تصریح کرد: زبان‌هایی مثل فارسی، ترکی و عربی زبان مشترک در منطقه هستند و این زبان‌ها هریک دارای نمادها و نمودهایی‌اند که محور همه‌شان بر دوستی و اتحاد بنا شده است. محور فعالیت من در حوزۀ کتیبه است و وقتی از بالکان تا آسیای میانه و قفقاز را نگاه می‌کنم با کتیبه‌ها و سنگ‌مزارهای زیادی مواجه می‌شوم که به دو زبان فارسی و ترکی یا حتی به سه زبان نگاشته شده‌اند. خوب است که این عناصر به‌عنوان تجلیگاه فرهنگی جمع‌آوری و معرفی شوند.

دکتر قاسم‌پور، مدیر گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی فرهنگستان نیز گفت: عطش و علاقۀ ترکان پارسی‌گوی همواره در ترکیه مشاهده می‌شود. به‌خصوص اینکه آن‌ها در سال‌های اخیر بیش از پیش به آموزش زبان فارسی در محافل آکادمیک خود پرداخته‌اند. هرچند خودشان هنوز در این زمینه ضعف دارند و چون در روزمره ترکی صحبت می‌کنند نمی‌توانند به زبان فارسی تسلط یابند. ضمن اینکه تعداد دانشجویان زبان فارسی هم اندک است. خوشبختانه امروز زمینۀ پژوهش بر روی ۲۰۰ جلد کتاب آموزش زبان فارسی را، که مؤلفان آن‌ها ترک‌های عثمانی هستند، فراهم کرده‌ایم و به‌لحاظ پداگوژیکی در حال مطالعۀ این آثار هستیم.