
فرزام حقیقی
پژوهشگر فرهنگستان زبان و ادب فارسی
میر سید محمد محیط طباطبایی بنابر نوشتۀ خودش در «دهم ربیعالثانی ۱۳۲۰ق» در زواره اصفهان به دنیا آمد. او در زادگاهش و مدتی کوتاه در اصفهان به تحصیل پرداخت و در ۱۳۰۲ش برای ادامۀ تحصیل به تهران آمد. پس از سه سال تحصیل در دارالفنون، در ۱۳۰۵ به استخدام وزارت معارف درآمد. در ۱۳۲۸ به وزارت خارجه منتقل شد و از همین سال به عنوان رایزن فرهنگی ایران در هند، عراق، سوریه و… منصوب شد. محیط طباطبایی در ۱۳۳۷ بازنشسته شد. ده سال بعد فضلالله رضا، رئیس وقت دانشگاه تهران، او را برای تدریس تاریخ به دانشگاه دعوت کرد که نپذیرفت. او در ۱۳۵۴ دعوت دکتر صدرالدین الهی، سرپرست دانشکدۀ ارتباطات، را برای تدریس تاریخ مطبوعات «با شرط آزادی بحث و تحقیق» پذیرفت، کتاب تاریخ تحلیلی مطبوعات ایران(تهران: ۱۳۶۶) او حاصل همین دوره است. دانشگاه ملی ایران در ۱۳۵۵ به محیط دکتری افتخاری داد. دو سال بعد برخی از یاران و دوستدارانش کتابی با عنوان محیط ادب را که دربردارندۀ «سی گفتار به پاس پنجاه سال تحقیقات و مطالعات» او بود، گردآوری و منتشر کردند. محیط طباطبایی در ۱۳۶۹ به عضویت پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی درآمد و سرانجام در بیستوهفتم تیرماه ۱۳۷۱ در تهران درگذشت و بنا به وصیتش در محوطۀ برج طغرل شهر ری به خاک سپرده شد.
محیط جز تحصیلات مقدماتی به هیچ مکتب و مدرسهای نرفت، و به دلیل نداشتن مدرک دانشگاهی و تألیف نکردن کتابی معادل رسالۀ دکتری او را از دانشگاه و دانشگاه را ازو بازداشتند. برخی راه نیافتن وی به دانشگاه را منشأ مخالفخوانیها و تکرویهای او میدانستند، و ازین راه برخی تندخوییها را به وی منتسب میکردند… امروز که از پس دههها به آنچه گذشت مینگریم، میتوان گفت بخشی از استقلال رأی و جسارت علمی محیط طباطبایی برآمده از دانش خودآموختۀ او و تن ندادن به مقررات و محدودیتهای دانشگاهی بوده است. محیط را در دانشگاه نپذیرفتند، اما او راهی دیگر ساخت، و قافلۀ خود را پیش برد، وی در ۱۳۲۱ مجلۀ محیط را تأسیس کرد که با وقفههایی تا ۱۳۲۶ مجموعاً در هجده شماره منتشر شد. محیط همزمان با بازنشستگی در ۱۳۳۷ برنامهای را با عنوان «مرزهای دانش» در رادیو ایران پایه گذاشت که تا بیست سال بعد و تا بحبوحۀ انقلاب ادامه یافت. دیرپایی چنین برنامهای خود خبر از نفس گرم محیط و توجه مردم به او، دانشش و نگرانیهایش میدهد. از محیط طباطبایی نزدیک به دو هزار مقالۀ بلند و هزار یادداشت و مقالۀ کوتاه به جای مانده است. برخی موضوعات برای او در یک دو مقاله تمام میشدند، و برخی دیگر تا سالها ذهن و قلم او را در مدار جاذبۀ خود نگاه میداشتند، «خیام» از کسانی بود که محیط نزدیک به نیمقرن دربارهاش مقاله نوشت، برنامه اجرا کرد و سخنرانی و مصاحبه کرد. خوشبختانه فرزندش، احمد محیط طباطبایی، مجموعهای ازین آثار خیامی را، با نظارت پدر، در کتابی با عنوان خیامی یا خیام(تهران: ۱۳۷۰) گردآورد. محمد محیط طباطبایی کمتر به تألیف کتابی مستقل پرداخت، چرا که، بنا به تصریح خودش، مقاله را با نیاز جامعه و تأملات شخصیاش همسازتر میدید، افزون بر این مقاله به نسبت کتاب سریعتر به دست مخاطب میرسد و این نیز حتماً دلیل دیگری بود در دلبستگی محیط به این قالب. با این تعدادِ شگفتانگیزِ مقالههایِ محققانۀ محیط طباطبایی میتوان او را به حق یکی از بزرگترین مقالهنویسها، یا آنطور که خود میخواند «رساله»نویسهای، ایران دانست.
من بار نخستی که مجموعه آثار میرزا ملکمخان(قسمت اول-نظم جدید) (تهران: ۱۳۲۷) را دیدم، درنیافتم که چرا محیط به گردآوری آثار ملکم پرداخته است، حال با خود میاندیشم که او تاریخ ایران و لحظات سختش را نیک میشناخته و لابد آینده را در خشت خام میدیده است و میکوشیده تا با انتشار این آثار و آگاه کردن تودهها در مسیر فردا تغییری ایجاد کند.
مجموعۀ آثار میرسیدمحمد محیط طباطبایی بدون تردید از هزاران صفحه بیشتر است و در تدوین مجدد از دهها جلد فراتر خواهد رفت. بالطبع در این زمانۀ گزافی قیمت کاغذ بعید مینماید که ناشری از عهدۀ مخارج انتشار آن برآید و علاقهمندی توان خرید آن را داشته باشد، اما میتوان آرزو کرد که بنیادی به نام او تأسیس شود یا حداقل نهادی وظیفۀ نسخهپردازی، ویرایش و… آثار او را بر عهده گیرد و پس از تنظیم نهایی فایل نوشتههای او را با قابلیت جستوجو یا همراه با فهرستهای ممتع در درگاهی بارگذاری کند. با این کار آثار یکی از خادمان فرهنگ ایران پیش چشم دوستداران این سرزمین قرار خواهد گرفت و مسلماَ تأثیر آن را میتوان تا سالها در پژوهشهای ایرانشناسی دید و بار دیگر ثابت خواهد شد که ایران نیز فرزندانش را از یاد نمیبرد. ایدون باد.