
بیستوچهارم تا سیام اردیبهشتماه ۱۴۰۱، نوزدهمین همایش بزرگداشت فردوسی و پاسداشت زبان فارسی با عنوان «پیام شاهنامه، پایندگی زبان فارسی» در دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد. در پایان این همایش بیانیهای صادر شد. متن بیانیۀ مذکور بدین شرح است:
اهمیت بیستوپنجم اردیبهشتماه که از سال ۱۳۷۷ در خراسان و از چند سال بعد هم در ایران و جهان گرامی داشته میشود، با افزوده شدن عنوان «پاسداشت زبان فارسی» از سال ۱۳۹۴، دوچندان شد و وظیفۀ برگزارکنندگان آن سنگینتر کرد. ارتباط فردوسی با زبان فارسی و اهمیت شاهنامه بهعنوان ستون اصلی استواری و استمرار سرفرازانۀ این زبان بر کسی پوشیده نیست؛ همان دلهایی که برای فردوسی میتپد نگران و وابستۀ زبان شیرین و سرفراز پارسی نیز هست.
بیشترینۀ ارتباطات فرهنگی و عاطفی از رهگذر زبان بین انسانها حاصل میشود و آدمهای سدههای دور را به هم نزدیک میکند، حجاب زمان و مکان را از بین برمیدارد و همه را یکپارچه بهسوی هدفی مشترک روانه میکند؛ هدفی که در نهایت به اتحاد ملی و قومی منتهی و سبب میشود آدمهای متفاوت و پراکنده و دور از هم صدای یکدیگر را بهوضوح بشنوند و یکجا و یکدل و یکجهت، ضمیر یکدیگر را بخوانند و بتوانند همگن و همآواز آینده را پیدا کنند. در دامن چنین زبانی است که رنگ و نژاد و مذهب و قومیت یا در میان نمیماند و یا تعریف دیگری پیدا میکند.
دستکم زبان فارسی از این ویژگی برخوردار بوده است. وقتی از درازای قرون و در کنار گویشها و لهجههای گوناگون، که رنگ محلی و منطقهای و محدود داشته، میتوانسته چتری فراگیر بگسترد و همۀ باشندگان نواحی و دورانهای مختلف و گویندگان گویشهای گوناگون را، صرفنظر از نژاد و قومیت و مذهب، یکجا به سامان آورد و چونان مادری مهربان فرزندان خود را زیر بال گیرد و آنها را ببالاند و راهی بازار فرهنگ و زندگی کند. چه چیزی بهتر و برتر از این میتواند به پایندگی این مادر و آن فرزند کمک کند؟
برای پاسداشت این زبان و بزرگداشت خداوندگار شاهنامه، حکیم ابوالقاسم فردوسی، امسال پس از بحران کرونا همایش «پیام شاهنامه، پایندگی زبان فارسی» از ۲۴ تا ۳۰ اردیبهشتماه، بهرغم پارهای ناهمدلیها، همهروزه بهصورت حضوری ـ مجازی، با ارائۀ سخنرانیها و شکوه لازم برگزار شد. ما برای این همایش عنوان «شاهنامه و پایندگی زبان فارسی» را برگزیدیم تا نشان دهیم که شاهنامه که خود پاینده است و به پایمردی گویشوران این زبان از میان سنگلاخ حوادث و همۀ تنگناها و نامهربانیها تاریخ سربه سلامت برده، میتواند امروز هم مانند گذشته پایندگی زبان فارسی را ضمانت کند.
مخاطبان برنامههای این همایش از طریق فضای مجازی فراوان و متنوع و از همهجا ـ ایران، افغانستان و سایر کشورها ـ بودند و با حضور گرم خود به خواهندگی و پایندگی زبان فارسی گواهی دادند.
ضرورتهای این زمان و مسائلی که این روزها برای زبان فارسی پیش آمده، چه آن چیزی که در افغانستان میگذرد و چه زمزمههایی که در داخل ایران در مورد زبان فارسی به گوش میرسد، ایجاب میکرد که حساسیت نسبت به فردوسی و زبان فارسی بیشتر باشد و ما را برآن دارد که دغدغههای شرکتکنندگان در این همآوایی را در قالب این بیانیه به آگاهی مسئولان و همۀ فارسیزبانان برسانیم:
۱. ما شرکتکنندگان و مخاطبان سراسری این همایش بر لزوم توجه به زبان فارسی و تلاش برای پاسداشت آن در همۀ جوانب تأکید میکنیم.
۲. گرامیداشت روز فردوسی فقط این نیست که سالی یکبار، از سر اکراه، برنامهای نمایشی اینجا و آنجا برگزار کنیم و در انتظار بمانیم تا سال دیگر. پیشنهاد ما تشکیل یک دبیرخانۀ فعال و با تخصص و نشاط و بودجه و امکانات لازم است که دائم برای بزرگداشت این روز و برنامههای دیگر چارهاندیشی و برنامهریزی کند.
۳. پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت فردوسی تنها کار دولت نیست بلکه یک وظیفۀ ملی و مردمی است. بههمینجهت پیشنهاد میشود برگزاری آن با پشتیبانی دولت به نهادهای مردمی و انجمنهای ادبی رسمی واگذار شود.
۴. به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری مؤکداً پیشنهاد میکنیم از کرسیهای زبان فارسی در خارج از کشور غافل نماند و با تخصیص بودجهای ویژه، همهساله عدهای از استادان علاقهمند و دلسوز ادب فارسی را برای نگاهبانی و ترویج مراکز فارسیآموزی به کشورهای دیگر اعزام کند.
۵. وضعیت زبان فارسی در افغانستان غمانگیز و نگرانکننده است. پیشنهاد میشود با پذیرش رایگان دانشجویان مستعد و دلسوز از افغانستان در مقاطع ارشد و دکتری در دانشگاههای کشور و اعزام استادان فداکار به دانشگاههای افغانستان از این خطر بکاهد.
۶. پیشنهاد میشود از وجود استادان و فرهیختگان افغانستان که هماکنون در ایران به سر میبرند در مراکز پژوهشی و آموزشی کشور استفاده شود و از طریق آنان راههای کمک به شکوفایی و رونق زبان فارسی در داخل افغانستان بررسی شود.
۷. ضرورت دارد نهادهایی غیردولتی، زیرنظر سازمانهای بینالمللی، نظیر یونسکو، مراکز آموزشی و پژوهشی مشترک با پوشش منطقهای در حوزۀ زبان فارسی به محوریت ایران برای همگانی کردن همۀ مطالعات زبان فارسی راهاندازی شود.
۸. زبان فارسی باید از پایه مورد توجه قرار گیرد. بهاینجهت لازم است تجدیدنظر در برنامههای درسی، گزینش معلمان و تألیف کتابهای سودمند و علمی فارغ از گرایشهای خاص در همۀ پایههای آموزشوپرورش، با نظر متخصصان ادبیات و زبانشناسی در دستور کار دولت قرار گیرد.
۹. طوس با موقعیت ممتازی که از نظر تاریخی و باستانشناختی دارد و شخصیتهای نامبرده که بدان منتسب هستند، باید در فهرست آثار جهانی قرار گیرد؛ از سازمان میراث فرهنگی کشور میخواهیم با گردآوری اسناد و تشکیل پروندههای لازم زمینۀ ثبت جهانی آن فراهم کند.
۱۰. طوس و آرامگاه فردوسی تنها یک شهر و یک جای آرام نیست، بلکه باید در این منطقه همۀ امکانات لازم از قبیل کتابخانۀ وسیع تخصصی، مرکز پژوهشی مجهز با آدم و امکانات لازم، موزۀ حماسی، وسایل و امکانات اقامت برای مسافران و زائران و محققان از هر جهت فراهم و این نقطه به یک منطقۀ علمی و توریستی جهانی تبدیل شود.
۱۱. تشکیل موزۀ زبان و ادبیات برای گردآوری آثار و اسناد و اشیاء مربوط به زبان فارسی و ۱۲ قرن ادبیات غنی از سراسر قلمرو فرهنگی این زبان از ضروریات است و جای چنین موزهای طبعاً شهر تاریخی و ادبی طوس خواهد بود.
۱۲. تشکیل مرکزی با سازوکار فرهنگی و ادبی مشخص به نام «بارگاه سخن پارسی» یا همان چیزی که در جاهای دیگر «خانۀ ادبیات» نامیده میشود به صورت مرکزی برای رفتوآمد دائمی ادیبان فارسیزبان از سراسر عالم در جوار آرامگاه حکیم طوس بهمنظور پاسداری از مرزهای زبان فارسی و شناساندن دستاوردهای آن به جهان از اهم ضروریات است.
۱۳. زبان فارسی به اعتبار شاهنامه و دیگر متون حماسی با سرزمین طوس ارتباطی ویژه دارد؛ ارتباطی بنیادی که تعلق آن را به این سرزمین امری مسلّم و بلامنازع میکند. به این دلیل پیشنهاد میشود عنوان «شهر زبان فارسی» برای طوس در شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح و پس از طی مراحل قانونی تثبیت شود.
۱۴. شاهنامه و ارزشهای ادبی زبان فارسی باید به کودکان و نوجوانان معرفی شود تا بتوان به آیندۀ پاسداری از این زبان امیدوار بود. این امر میسر نیست مگر با زبان روزگار ما که اینک هنر است و استفاده از امکانات فنی و رایانهای نوین. پیشنهاد میشود دولت و نهادهای مربوط با تشویق و حمایت هنرمندان از این حرکت دورانساز پشتیبانی کنند.
۱۵. پیشنهاد میشود بهمنظور همبستگی زبانی میان سه کشور ایران، افغانستان و تاجیکستان که فارسی در آن رسمیت دارد، در سازمان صداوسیمای ایران روزانه برنامۀ مشترکی با گویش سه کشور پخش شود و یگانگی سه اصطلاح فارسی، دری و تاجیکی را در عمل نشان دهد.