سابقۀ فرهنگستان در ایران هرچند فرهنگستان، به مفهوم سازمان علمی و فرهنگی رسمی خاصی که از سدۀ هفدهم در مغرب‌زمین پدید آمد، تا هشتاد و اندی سال پیش در کشور ما وجود نداشته است، انجمن های ادبی دورۀ قاجاریه را، ازلحاظ تأثیری که در حفظ سلامت و آراستگی و تقویت بنیۀ زبان فارسی داشته‌اند می‌توان سَلَف چنین بنیادی در ایران معاصر دانست. پیش از آن که فرهنگستان ایران در خرداد ۱۳۱۴ شمسی تأسیس شود، در ۱۳۰۳ شمسی از نمایندگان وزارتخانه‌های جنگ و معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه انجمنی تشکیل شد تا با وضع لغات و اصطلاحات نو جواب‌گوی نیازی باشد که در رسته‌ها و شئون نظامی آن روز ازاین‌حیث احساس می شد. انجمن تا آخر سال ۱۳۰۳ مرتباً هفته‌ای یک بار تشکیل جلسه می‌داد و نخستین جلسۀ آن در آبان ماه آن سال منعقد شد. در این انجمن یحیی دولت‌آبادی، غلامحسین رهنما و دکتر صدیق اعلم، به نمایندگی وزارت معارف، و سرتیپ غلامحسین مقتدر، سرلشکر جلایر (سردار مدحت)، سرلشکر غفاری (سردار مقتدر)، سرهنگ مهندس رضا شیبانی، سرهنگ کریم معاونِ نظام، سرلشکر حاج محمد رزم‌آرا، سرهنگ علی‌کریمِ قوانلو و رشید یاسمی، به نمایندگی وزارت جنگ، عضویت داشتند. انجمن در مدت فعالیت خود حدود سیصد لغت و اصطلاح تازه وضع کرد که عموماً به هواپیمایی، مهندسی نظام، توپخانه، سازمان نظام، افزارها و ادوات جنگی و مانند آن تعلّق داشت. نمونه‌هایی از واژه‌های مصوّب این انجمن را بعداً دکتر صدیق اعلم در نامۀ فرهنگستان («توضیح در تاریخچۀ فرهنگستان»، سال اول، شمارۀ ۴، آبان ۱۳۲۲) نقل کرده که از جملۀ آن‌هاست اصطلاحات شایع و مأنوس هواپیما، فرودگاه، خلبان، آتشبار، گُردان، وابستۀ نظامی، هواسنج، بادسنج.

در سال ۱۳۱۱ نیز که دکتر صدیق اعلم ریاست «دارالمعلمینِ عالی» را بر عهده داشت، ظاهراً به پیروی از رسم دانشگاه‌های امریکایی، فعالیت‌های علمی فوق‌برنامۀ دانشجویان، به ابتکار ایشان، با تشکیل انجمن‌هایی تشویق و سازمان داده شد که از جملۀ آن‌ها «انجمن وضع لغات و اصطلاحات علمی» بود. این انجمن در اسفند ماه ۱۳۱۱ فعالیت علمی خود را آغاز نهاد که طی جلسات مرتب هفتگی در سال تحصیلی، تا مهرماه ۱۳۱۹ ادامه داشت. در شعبات متعدّد آن (علوم طبیعی، علوم ریاضی، فیزیک و شیمی، ادبیات و فلسفه)، به راهنمایی استادان (حسین گل‌گلاب، دکتر محمود حسابی، دکتر رضازادۀ شفق)، پیشنهادها مطرح و مصوّبات در جلسۀ انجمن به رأی گذاشته می‌شد. این انجمن پس از تأسیس فرهنگستان ایران (۱۳۱۴) نیز فعال بود و با آن همکاری مستمر داشت. حاصل کار «انجمن»، در مجموع از اقبال فرهنگیان و دانشگاهیان برخوردار شد و حدود ۴۰۰ لغت از موضوعات آن در کتاب‌های درسی دبیرستان و درس‌های دانشگاهی به کار رفت. نمونه‌هایی از حاصل کار «انجمن» در نامۀ فرهنگستان (همان‌جا) نقل شده است. برخی از پیشنهادهای «انجمن»، به‌خصوص در رشتۀ‌ علوم طبیعی، هنوز رایج و متداول است.

فرهنگستان ایران (اوّل)

فکر تأسیس سازمانی رسمی به نام «فرهنگستان» از آنجا پیدا شد که عده‌ای از بیداردلال اهل درد، که در زبان و ادب فارسی حق آب و گل داشتند، زبان پرسابقۀ ما را، که حامل فرهنگی پرمایه و درخشان است، در معرض خطر تجاوز کج‌اندیشی مشتی نااهل دیدند که به بهانۀ اصلاح و پرورش آن و از طریق وارد کردن عناصر مهجور و نامأنوس، درصدد وضع لغات و اصطلاحات و نشاندن آن‌ها به‌جای کلمات عربی‌الاصل برآمدند که حاصل تلاش آن‌ها شم و ذوق سالم را آزار می‌داد. این «نوآوران» و «سره‌گرایان» جواز «حسب‌الامرِ جهان‌مطاعِ همایونی» را سپر دفاع از جهل و تعصب و کج‌ذوقی خود می‌ساختند و برساخته‌های ناساز و بی‌اندام خود را از مجاری «بخشنامه»های اداری تحمیل می‌کردند.

ابتدا در سال ۱۳۱۳ شمسی (نزدیک به پنج ماه پیش از تأسیس فرهنگستان ایران). وزارت معارف درصدد برآمد که انجمن‌هایی از کارشناسان و ارباب فن به پا کند و تشکیل «آکادمی طبّی» نخستین گام در این راه باشد. برای مطالعه در این امر، جلساتی با شرکت چند تن از پزشکان معروف و عدّه‌ای از معاریف اهل علم در مدرسۀ عالی طب منعقد و نام «فرهنگستان»، برابر «آکادمی»، در یکی از همین جلسات اختیار شد. اساسنامه‌ای نیز برای «فرهنگستان طبّی» نوشته شد. در آغاز قرار بر این نبود که این قبیل مؤسسات منحصراً به وضع لغات و اصطلاحات جدید بپردازند، بلکه ترجمه و تألیف کتب و تهیۀ فرهنگ‌ها و تشویق تحقیق علمی مطمح نظر بود. اما تندروی‌های مشهود باعث شد که توجه اصلی به جهت دیگری معطوف گردد. خطر به‌خصوص وقتی احساس شد که جریان به‌اصطلاح اصلاح و پیرایش زبان درصدد برآمد از قدرت سیاسی برای پیشبرد مقاصد خود بهره گیرد. در حقیقت، سراب فریبندۀ بی‌نیازی از بیگانگان در عرصۀ زبان شاه مملکت را، که در مسافرت به ترکیه با اقدامات دولت همسایه در «تصفیۀ» زبان آشنا شده بود، بر سر شوق آورده بود. این امر به صدور فرمانی به وزارت جنگ منجر شد که با همکاری سایر وزارتخانه‌ها برای لغات نظامی بیگانه معادل انتخاب کند و در باب سایر اصطلاحات نیز به مطالعه پردازد. محمدعلی فروغی، رئیس‌الوزرای وقت، از این جریان سخت نگران شد. واکنش خردمندانۀ او این بود که تشکیل انجمنی از دانشمندان و اهل لغت و محققان را برای تدارک مقدمات تأسیس فرهنگستان ایران به شاه پیشنهاد کند. وجهۀ همّت او مهار کردن جریان ناسالم تحمیل لغات نابهنجارِ تازه از ناحیۀ عناصر کم‌مایه و پرتعصب و بیرون کشیدن زمام کار لغت‌سازی از دست آنان بود که خوشبختانه تدبیر او در این راه مؤثر افتاد.

باری وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه، که مأمور اقدام شده بود، پس از مشاوره با اهل فن، اساسنامۀ فرهنگستان را در شانزده مادّه تهیه کرد که به تصویب هیئت وزرا رسید و سرانجام، در ۲۹ اردیبهشت ۱۳۱۴ فرمان تشکیل فرهنگستان ایران صادر شد. در این اوان، فروغی رئیس‌الوزرا و علی‌اصغر حکمت وزیر معارف بود. تصویب‌نامه در ۵ خرداد به وزارت معارف ابلاغ و نخستین جلسۀ رسمی فرهنگستان ایران در روز شنبه، ۱۲ خرداد، با حضور ۲۴ تن عضو پیوسته، در مدرسۀ عالی حقوق تشکیل شد. ریاست فرهنگستان ابتدا با فروغی و سپس با حسن وثوق بود و جلسۀ عمومی آن هر دوشنبه منعقد می‌گشت.

استادان و رجال ناموری در عرصۀ ادب و نویسندگی چون بهار، دهخدا، فروغی (محمدعلی)، فروغی (ابوالحسن)، سعید نفیسی، سیّد نصرالله تقوی، رضازادۀ شفق، بدیع‌الزمان فروزانفر، علی‌اصغر حکمت، عبدالعظیم خان قریب، حسین گل‌گلاب، رشید یاسمی، رهنما، ادیب‌السلطنه سمیعی، صدیق اعلم، فاطمی از اعضای پیوستۀ فرهنگستان اول بودند. در سنوات بعد بر شمارۀ اعضای پیوستۀ فرهنگستان افزوده شد، از جمله: ابوالقاسم غنی، ابوالقاسم پورداود، اقبال آشتیانی، محمد حجازی، قزوینی، تدیّن، مسعود کیهان، جلال همایی، رعدی آذرخشی، احمد بهمنیار، حسنعلی مستشار، سرهنگ مقتدر، مصطفی عدل، علی‌اکبر سیاسی، محمود حسابی.

همچین اعضای وابستۀ فرهنگستان عبارت بودند از: جمال‌زاده، فخر ادهم، کریستن‌سن (دانمارک)، هانری ماسه (فرانسه)، ریپکا (چکسلواکی)، منصوربیک فهمی، علی‌بیک الجارم، محمد رفعت‌پاشا (مصر)، آرتر پوپ (امریکا)، محمد اقبال (پاکستان)، ربتس و پولووسکی (روسیه)، نیکلسون (انگلستان)، هادی حسن و محمد حسین هیکل پاشا (مصر).

فضای سیاسی آن زمان فرهنگستان را ناگزیر ساخت که بیشتر اوقات خود را صرف انتخاب معادل برای اصطلاحات و لغات خارجی کند. باید گفت که فرهنگستان اول بیشتر مهارکننده و بازدارنده بود تا سازنده. کمیسیون‌هایی نیز که برای تهیۀ فرهنگ و دستور زبان و مطالعه در اصطلاحات جغرافیایی و نشر کتب قدیمه در آن تشکیل یافت دستاورد محصَّلی نداشت.

از جلسۀ چهاردهم (۱۰ شهریور ۱۳۱۴) به بعد، مدرسۀ عالی سپهسالار (دانشکدۀ معقول و منقول) مقر فرهنگستان ایران شد و تا ۱۳۲۱، که ساختمان مخصوصی در جنب دانشکدۀ مذکور برای آن بنا شد، جلسات در همان‌جا تشکیل می‌یافت.

فرهنگستان ایران در بهمن ماه ۱۳۱۵، نظام‌نامه‌ای برای «بازبینی در اصطلاحات علمی» تصویب کرد و در آن راه و روش و ضوابط معادل‌یابی را مقرر داشت. از جمله، در مادّۀ دهم این نظام‌نامه پیش‌بینی شده بود که «اگر در برابر هر اصطلاحی لفظ فارسی مأنوسی که متداول و مسلّم و معتبر و ریشۀ آن معلوم و اشتقاق آن درست باشد» پیدا شود، آن لفظ مرجّح شناخته شود و اگر پیدا نشود، «برای معانی نزدیک به ذهن الفاظِ مأنوس یا مصطلح عربی یا الفاظِ مرکّب از عربی و فارسی» و «برای معانیِ دور از ذهن کلمات فارسی مهجوری به همان معنی یا به معنی نزدیک آن» اختیار گردد. سرانجام، «اگر بدین وسایل هم چیزی به دست نیامد، از ریشۀ فارسی مطابق قواعد قطعی و حتمی زبان فارسی اشتقاق تازه‌ای که موافق طبع مردم ایران باشد بسازند، چنان‌که آن مفهوم از آن لفظ بیرون آید… و بالاخره اگر از این وسیله هم چیزی فراهم نشد همان اصطلاح خارجی را به شرط آنکه… بین‌المللی بوده و به زبان خاصی منحصر نباشد اختیار کنند». بدین‌سان، فرهنگستان اول طریقی سالم و معتدل، دور از تعصب عربی‌زدایی و سره‌آفرینی و منطبق با طبیعت زبان انسانی و ناموس تحول و تطور آن، در پیش گرفت و ازاین‌رو در واژه‌گزینی نسبتاً موفق از کار درآمد.

اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، باید بگوییم که فرهنگستان اول، در پیگیری‌ به‌موقع، از آفتی که به زبان فارسی روی آورده بود وظیفۀ خود را ادا کرد و چون اعضای برجستۀ آن، که ارکان آن سازمان بودند، اصولاً اعتقادی به واژه‌سازی نداشتند، در فضای فرهنگی نسبتاً سالمی که پدید آورده بودند نیازی به فعالیت پیگیر احساس نکرد و رفته‌رفته فرهنگستان از پویایی افتاد و دچار رکود شد. صدیقِ اعلم در خاطرات خود (یادگار عمر، ج ۲، ص ۲۵۴) می‌نویسد که شاه فرهنگستان را به این جهت که از فعالیت آن راضی نبود در هفتم اردیبهشت ۱۳۱۷ منحل ساخت و هفتۀ بعد فرمان داد از نو تشکیل شود و وزیر معارف ریاست آن را بر عهده گیرد.

***

نخستین جلسۀ عمومی فرهنگستان، پس از انحلال و تشکیل مجدد، روز چهارشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۱۷ به ریاست علی‌اصغر حکمت، وزیر معارف، تشکیل شد. این بار عده‌ای دیگر از استادان بنام، از جمله علی‌اکبر سیاسی، محمود حسابی، ابراهیم پورداود، به عضویت پیوستۀ فرهنگستان منصوب شدند و صدیقِ اعلم به نیابت ریاست برگزیده شد.

چند ماهی پس از تجدید سازمان فرهنگستان، در پی کناره‌گیری حکمت از وزارت معارف، اسماعیل مرآت به کفالت آن وزارت منصوب شد و ادارۀ فرهنگستان را نیز بر عهده گرفت. وی حدود سه سال رئیس فرهنگستان بود. فرهنگستان در این مدت موفق شد بسیاری از واژه‌های علمی مورد نیاز دانشگاه‌ها را از تصویب بگذراند و در پایان سال ۱۳۱۹ شمار واژه‌های نو مصوّب فرهنگستان به حدود ۱۷۰۰ و در شهریور ۱۳۲۰ به حدود ۲۰۰۰ رسید.

از میان ادبا و دانشمندان عدۀ‌ زیادی در این دوره همکار فرهنگستان شدند و از آنان کسانی به عضویت پیوستۀ آن انتخاب گشتند. از جملۀ این اعضای جدید از استاد احمد بهمنیار، جلال همایی، محمد حجازی (مطیع‌الدوله) باید نام برد.

پس از شهریور ۱۳۲۰، تا نیمۀ دی‌ماه همان سال، جلسات فرهنگستان تعطیل نشد و به ریاست صدیق اعلم، که از مهرماه ۱۳۲۰ به وزارت فرهنگ منصوب شده بود، و گاهی نیز به ریاست دکتر امیراعلم، نایب‌رئیس فرهنگستان، تشکیل می‌شد.

چون تدیّن وزیر معارف شد (آذر ۱۳۲۰)، پیشنهاد کرد رئیسی برای فرهنگستان انتخاب شود و محمدعلی فروغی با ۱۱ رأی از ۱۸ به ریاست آن سازمان برگزیده شد. پس از مرگ فروغی، باز انتخاب رئیس فرهنگستان در دستور قرار گرفت. با موافقت دکتر علی‌اکبر سیاسی، وزیر فرهنگ وقت، مادۀ سوم اساسنامه تغییر یافت و در جلسۀ دوشنبه ۳۰ آذر ۱۳۲۱ ادیب‌السطنه سمیعی با ۲۲ رأی از ۲۳ رأی به ریاست فرهنگستان برگزیده شد که تا ۱۳۳۲ این سمت را حفظ کرد.

در این دورۀ جدید، کار «زبان‌پیرایی» و «واژه‌سازی» متوقف شد و فعالیت فرهنگستان بیشتر جنبۀ ادبی و تحقیقی یافت. نامۀ فرهنگستان در همین دوره (آغاز سال ۱۳۲۲) تأسیس شد. از این نامه در سال اول، چهار شماره؛ در سال دوم (۱۳۲۳)، دو شماره؛ در سال سوم، دو شماره به مدیریت رشید یاسمی و سردبیری حبیب یغمایی؛ در سال چهارم، یک شماره به اهتمام و سردبیری حبیب یغمایی؛ و در سال پنجم (۱۳۲۶)، یک شماره منتشر شد.

نامۀ فرهنگستان حاوی چند خطابه و مقالۀ معتبر است که به آن ارزش علمی ممتاز بخشیده است. از جمله باید از خطابۀ محققانۀ شادروان احمد بهمنیار دربارۀ املای فارسی یاد کرد که در شمارۀ ۴ از سال اول نامۀ فرهنگستان مورَّخ آبان ۱۳۲۲ منتشر شده است. خطابۀ پروفسور ماسینیون در روز سه‌شنبه، ۲۵ اردیبهشت ۱۳۲۴، در تالار فرهنگستان راجع به نفوذ اندیشۀ ایرانی در کلام عرب نیز در شمارۀ اول سال سوم (خرداد ۱۳۲۴) نامۀ فرهنگستان منتشر شد. از مندرجات مهم نامۀ فرهنگستان شرح احوال و آثار علامه قزوینی به قلم خود اوست که به مناسبت درگذشت او، همراه با سخنرانی‌هایی به همین مناسبت و اشعاری که در رثای او سروده شده بود، مجدداً به چاپ رسید.

همچنین باید از سخنرانی‌های مهم عده‌ای از اعضای برجستۀ فرهنگستان یاد کرد که در فرهنگستان یا انجمن‌های فرهنگی ایراد شد و متن آن‌ها در نامۀ فرهنگستان انتشار یافت، از جمله سخنرانی ملک‌الشعرای بهار در روز سه‌شنبه، ۱۵ اسفند، در انجمن روابط فرهنگی ایران و هند (شمارۀ اول، سال سوم، خرداد و شهریور ۱۳۲۴)؛ سخنرانی پروفسور ماسینیون در فرهنگستان، زیر عنوان «نقش نبوغ ایرانی در تقریر و مبانی افکار و تشکیل لغات فنی عربی مربوط به تمدن اسلامی» (شمارۀ ۱، سال ۵، فروردین ۱۳۲۶).

در سال ۱۳۲۴، فرهنگستان ایران پنج تن از اعضای پیوسته و وابستۀ برجستۀ خود به این شرح را از دست داد: سیّد محمد فاطمی، سیّد ولی‌الله نصر، حسنعلی مستشار، پروفسور رینولد نیکلسن، و استاد آرتور کریستن‌سن، و شمارۀ اول سال چهارم (اردیبهشت ۱۳۲۵) نامۀ فرهنگستان به خطابه‌های مجلس یادبود این اعضا اختصاص یافت. خطابۀ استاد بهمنیار در مجلس تذکّر حسنعلی مستشار از جملۀ این خطابه‌هاست که در آن نکات جالبی دربارۀ صفات اخلاقی و مراتب فضل آن مرحوم درج شده است.

انجمن ادبی فرهنگستان، به ریاست ملک‌الشعرای بهار، روز سه‌شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۲۵ تأسیس و کمیسیون‌های زبان‌شناسی، باستان‌شناسی، قواعد و دستور زبان، تئاتر و موسیقی و ترانه‌ها و جز آن در جنب آن دایر شد. در حقیقت، نامۀ فرهنگستان سیر اصلی خود را تحقیق در زبان و ادب فارسی اختیار، و از مسیر پیشین، که بیشتر متوجه واژه‌سازی بود، عدول کرد و می‌توان گفت مشکل توقعات تازه‌ای را که زبان فارسی با آن روبه‌رو گشته بود دور زد.

فرهنگستان زبان ایران (دوم)

استاد محمّد مقدّم، پایه‌گذار گروه‌های آموزشی زبان‌شناسی، نُه سال پس از تعطیل شدن فرهنگستان اوّل، در سال ۱۳۴۲، دربارۀ خطر حضور و هجوم واژه‌های بیگانه هشدار داد. در رسانه‌ها نیز بحث‌های بسیاری دربارۀ لزوم حراست از زبان پُرمایۀ فارسی و پروراندن آن برای جواب‌گویی، به‌مقتضای پیشرفت‌های علمی و فنّی جدید، درگرفت‌. با این مقدّمات، زمینۀ بازگشایی فرهنگستان فراهم %B